سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

امام روح الله کاخ نشین نبود!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز در سالروز ارتحال حضرت امام روح الله، همزمان با رونمایی از فضای جدید حرم مطهر ،رهبری عزیز در بیاناتی هشدار نسبت به تحریف شخصیت حضرت امام دادند و از اقشار مختلف مردم و علاقه مندان به حضرتش خواستند که اصول مکتب حضرت امام را مورد بازخوانی قرار دهند و فرمودند  :

"بازخوانی اصول مستند مکتب امام، تنها راه مقابله با تحریف شخصیت آن بزرگوار است". در همین راستا به نظرم آمد مطلبی را متذکر شوم.

در سالهای پس از جنگ تحمیلی به تدریج خروج مسئولین از ساده زیستی به بهانه های مختلف آغاز شد.این خروج تدریجی را همگان از نزدیک لمس کرده اند ؛ از شکل و شمایل وزارتخانه ها و ادارات گرفته تا خانه ها و منازل مسئولین. گویی حرفهای حضرت امام مبنی بر لزوم و ضرورت ساده زیستی مسئولین یا به فراموشی سپرده شده بوده و یا دچار تأویل و تفسیر شده بود به این صورت که آن بیانات مربوط به زمان جنگ و شرایط جنگ زدگی کشور بوده و نه برای همه ی زمانها. و این قبیل توجیهات انسان مطلع به مجموعه ی فرمایشات حضرت امام را به این نتیجه می رساند که این چنین افرادی احتمالا یا قائل به پیروی از امام در همه ی عرصه ها نیستند برخلاف مدعای خودشان و یا اینکه آنچنان غرق در دنیا و مواهب آن شده اند که این چنین فراموشی ای نصیبشان شده است.

ولی آنقدر این مسئله ی هشدار به مسئولین در پرهیز از تجمل گرایی و کاخ نشینی و لزوم ساده زیستی در بیانات حضرت امام وجود دارد که انسان را به تعجب وا میدارد که چگونه می شود آنها را نادیده گرفت و جالب است که ایشان به صرف تذکر هم اکتفا نکرده اند بلکه توضیح هم داده اند و علت این تذکر را عنوان کرده اند از جمله اینکه:

" مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست! و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین جهان ، با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد ، با الفبای مبارزه بیگانه اند!!...بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند...امروز ،جهان تشنه ی فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی ، زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد."(صحیفه نور ج 20 ص 235)

" آن روزی که هر یک از شما ها (خطاب به مسئولین نظام) را ملت دید که از مرتبه ی متوسط می غلتید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی را که به تدریج ممکن است یک وقت خدای نخواسته پیدا بشوند آنها را سر جای خودشان بنشاند .اگر ملت می خواهد که این پیروزی به اخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد، باید مواظب آنهاییی که دولت را تشکیل می دهند، آن که رئیس جمهور است آن که مجلس است ، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن برسد.....شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه ی مرفه توی آن نیست(!!!!!!!!!)

...تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدلله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفته اند مبرّی است ....شما مطمئن هستید که نخواهند توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد.( صحیفه نور ج 16 ص 30)

از این دست جملات بسیار است از جمله این جمله ی معروف حضرت امام که کاخ نشینی خودش بد نیست ، لکن این خوی کاخ نشینی است که بد است و کاخ نشینی این خوی را بدنبال دارد!!

و عجیب است که مردم ما از این توصیه ی بسیار مهم حضرت امام غفلت کرده اند و بسیاری از مسئولین مدعی پیروی از خط امام و رهبری ،مسابقه ی رفاه طلبی و ثروت اندوزی و کاخ نشینی باهم می گذارند. و بدتر از آن توجیهاتی است که دارند. بنده بعد از دیدن تصاویر حرم حضرت امام  حقیقتاً این مطلب به نظرم آمد که مردمی که از شهرهای دور و نزدیک به حرم امام می آیند ، در این شرایط اقتصادی کشور ، با معضلات مختلف مالی که دولت و مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند ، با دیدن این حرم، پیش خودشان چه فکری می کنند؟؟آیا این تزئینات ضروری بود؟آیا مصداقی از همان صرف هزینه های نابه جا نیست که چندی پیش رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس تذکر داده بودند؟؟؟ آیا برای نمایش مجد و عظمت حضرت امام چنین بنایی با چنین تزئیناتی و چنان ضریحی لازم بود؟ آیا حضرت رسول چنین بنایی برای خودش ساخته بود و مجد و عظمت اسلام را با بنای رفیع و زیبا به رخ دنیا کشاند؟ حضرت امیر چطور؟خود امام راحل چطور؟

 "حمید انصاری قائم‌مقام سیدحسن خمینی در موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی(ره) در واکنش به انتقادات صورت‌گرفته درباره تزئینات مجلل حرم جدید امام گفت: بزرگانی هستند که حرم آنها می‌بایست مجلل باشد. هر کس هم که نمی‌تواند این مسائل را تحمل کند یا از حسادت اوست یا از نادانی."http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940311000374

اینکه بزرگانی هستند که می بایست حرم آنها مجلل باشد را ایشان از کجا تئوری اش را در آورده اند؟ در مورد حرم حضرت امام رضا هم همین سوال بوده و هست که آقا! گسترش حرم برای پذیرایی از تعداد زیاد زائرین یک ضرورت است ولی آیا آینه کاری ای  که هر مترش هزینه ی سرسام آوری دارد هم لازم است؟ انسان چطور می تواند جواب خود همین امام رضا را بدهد اگر فردای قیامت پرسید چرا چنین کردی؟ آیا نمی شد به جای چنین خرجهای بیهوده ای هزینهی سفر هزاران و بلکه میلیونها انسانی را که مشتاق دیدار او هستند ولی تمکن مالی ندارند را بدهی؟و یا بالاتر از آن آیا نمی شد به جای این هزینه ها، میلیونها انسانی را که محروم از آشنایی با معارف ناب اسلامی هستند، با صرف هزینه ای به مشهد ببری و با حضرتش آشنا کنی و یا این هزینه را صرف تبلیغ شایسته ی معارف ناب اسلامی و شیعی کنی در سراسر عالم که امثال داعش و وهابیت خون مسلمین را به هدر ندهند و آبروی اسلام را نریزند؟

آیا نمی شد این هزینه ها را صرف توسعه ی کشاورزی و صنعتی کنی و میلیونها جوان بیکار شیعی را از فقر و بیکاری و به دنبالش اعتیاد و فساد و طلاق و بی خانمانی نجات دهی؟

جواب این پرسش های منطقی را تولیت امام رضا و تولیت حرم حضرت امام چگونه می خواهند بدهند؟؟؟ بازهم می گویم بنده و امثال بنده که معترض هستیم ،اعتراضمان به صرف تزئینات و تجملات در اماکن مقدسه است وگرنه توسعه ی این اماکن و ایجاد امکانات رفاهی برای زائرین خصوصاً افرادی که بضاعت مالی ندارند بسیار بسیار لازم و پسندیده است.

پر واضح است که  برای اکرام زائرین حضرت امام کارهای بسیار مهمتر از این می بایست انجام می دادند که در نوشتار دو سال قبلم به آن اشاره ای کرده بودم.

مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست (http://didaredoost.parsiblog.com/category).

والعاقبه للمتقین

 

 


ایـران دارد پیـــر میشـود!



   باید دانست که موضوع پیر شدن جمعیت، نه فقط مختص کشور ماست و نه موضوعی سیاسی است‌. کاهش رشد جمعیت به نحوی که باعث پیر شدن جمعیت طی دهه‌های آینده می‌شود موضوعی است که می‌تواند برای نسل‌های بعدی کشور مشکلات و معضلات فراوانی پدید آورد. نگرانی درباره پیر شدن جمعیت جهان در حدی است که چندی پیش سازمان ملل متحد در گزارشی نسبت به این موضوع ‌هشدار داد و از سران‌کشورها خواست برای مشکل پیر شدن جمعیت جهان‌، چاره‌ای بیندیشند.

نگاهی گذرا به سیاست کنترل جمعیت در ایران بعد از انقلاب :

...در سال 1369 شورایی به نام «شورای تحدید موالید» با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل شد و در سال 1370 با ایجاد «اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده» برنامه‌های جمعیتی گسترش یافت و در تاریخ 26 اردیبهشت 1372 قانون تنظیم خانواده مشتمل بر 4 ماده و 2 تبصره در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ دوم خرداد 1372 به تایید شورای نگهبان رسید. براساس این قانون کلیه امتیازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه، حذف و محدودیت‌هایی برای کثرت اولاد در نظر گرفته شد.

در طی سال‌های پس از اتخاذ این سیاست، این موضوع به عنوان یک «فرهنگ مسلط» پذیرفته شد‌. در سال 80 نرخ باروری در کشور به دو تولد به ازای هر زن رسید که این میزان تولد توان لازم برای جایگزینی جمعیت را نداشت، بنابراین نرخ رشد جمعیت با کاهش روبه‌رو شد و نهایت اینکه نرخ رشد جمعیت کشور در سال 1390 به 3/1 رسید که نشان می‌داد که رشدجمعیت کشور از کاهش جدی و سریعی برخوردار بوده است. به این ترتیب بود که اولین هشدارها در این خصوص شنیده شد که اگر این روند به همین شکل پیش رود ممکن است رشد جمعیت کشور منفی شود‌! نتایج سرشماری سال90 نخستین خبرهای کاهش رشد جمعیت را در‌برداشت، این‌ آمارها نشان می‌داد رشد جمعیت کشور 29/1 است درحالی‌که در سال85 این عدد 6/1 بوده.‌ به تعبیری رشد جمعیت کشور در طول یک بازه زمانی پنج ساله بیش از سه دهم درصد کاهش پیدا کرده است و این نشان می‌‌دهد که رشد جمعیت با کاهش شدیدی روبه‌رو شده است. گزارش مؤسسه اینترپرایز آمریکا در سال 1390 هم نشان می‌داد که باروری در ایران به شکل حیرت‌آوری در طول 30سال گذشته 70 درصد کاهش داشته است و یکی از سریع‌ترین افت باروری‌هایی که تا‌کنون در تاریخ بشر ثبت شده متعلق به ایران است. بر اساس آمار نرخ باروری کشور به ازای هر زن 7/1 بود یعنی به‌طور متوسط هر زن در طول زندگی‌اش کمتر از دو فرزند به دنیا می‌آورد. آمارها همچنین نشان می‌داد که میانگین نرخ ثبت ولادت در کشور 5/18 در هزار و میانگین نرخ ثبت فوت 6/5 در هزار است. همین نکته عکس‌العمل دستگاه‌های دولتی را به‌دنبال داشت. با این آهنگ رشد حداکثر جمعیت ایران در سال 1415 به 85 میلیون نفر می‌رسد و بعد از آن شاهد کاهش جمعیت خواهیم بود.

سازمان ملل همچنین 10 کشوری را معرفی کرده است که تا سال 2050 بیشترین سرعت حرکت به سمت پیر شدن را خواهند داشت که همه کشورهای درحال توسعه هستند. جمعیت افراد بالای 60 سال در امارات با رشد 35 درصدی نسبت به سال 2011 مواجه می‌شود و درصد افراد بالای 60 سال در این کشور به 36 درصد می‌رسد. امارات از نظر سرعت پیر شدن در جهان رتبه نخست جهان را به خود اختصاص خواهد داد. پس از این کشور، بحرین با رشد 29 درصدی جمعیت بالای 60 سال خود رتبه دوم را به خود اختصاص خواهد داد و ایران نیز در رتبه سوم جهان از نظر سرعت پیر شدن جمعیت پیش‌بینی شده است. میزان افزایش جمعیت بالای 60 سال ایران از سال 2011 تا 2050 بالغ بر 26 درصد پیش‌بینی شده است و انتظار می‌رود در سال 2050 حدود 33 درصد جمعیت ایران بالای 60 سال باشد.

پیری جمعیت، چالش‌های زیادی را فراروی جوامع انسانی قرار می‌دهد و نگرانی‌های بسیاری را در مورد حرکت به سوی رشد اقتصادی، هزینه‌های سیستم‌های بهداشت و درمان و همچنین سیستم‌های پرداخت حقوق بازنشستگی و تامین رفاه سالخوردگان به همراه دارد.

توسعه اقتصادی هر کشور به میزان زیادی به کمیت و کیفیت نیروی کار آن کشور وابسته است. زمانی که افراد پنجمین دهه از زندگی خود را پشت سر می‌گذارند، احتمال مشارکت آنها در کار و فعالیت اجتماعی کاهش می‌یابد. همچنین با توجه به اینکه افراد سالخورده به میزان زیادی از پس‌اندازها و اندوخته‌های خود برای گذران بقیه سال‌های زندگی شان استفاده می‌کنند، این مسئله می‌تواند موجب کاهش ذخیره دارایی‌ها در بین افراد یک جامعه شود. دو عامل کاهش نیروی کار و کم شدن میزان تمایل افراد به پس انداز، منجر به بروز نگرانی‌هایی می‌شود که کشورهای دارای جمعیت سالخورده اکنون با آن مواجه‌اند. مهمترین تبعات این موضوع را می‌توان در تنزل و کاهش رشد اقتصادی مشاهده کرد.

 پیری جمعیت تاثیرات گوناگونی بر انواع مختلف سیستم‌های پرداخت مستمری دارد. سیستم‌هایی که مالیات پرداختی توسط دولت به نظام تامین اجتماعی در هر سال به بازنشستگان در همان سال پرداخت می‌شود، با چالش‌های جدی مواجه شده اند، زیرا تعداد ذینفعان افزوده می‌شود، در حالی که تعداد مشارکت‌کنندگان کاهش می‌یابد.

http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=176460


کلکم راع و کلکم مسئول

بسم الله الرحمن الرحیم

هفته ی گذشته در مسیر اتوبان تهران -قم بودیم که با دستور گشت پلیس متوقف شدیم.که متآسفانه با دو برخورد خلاف قانون پلیس مواجه شدیم.اولا مآمور از ماشین پیاده نشد و ثانیا وقتی همسرم علت توقف را جویا شد مأمور پلیس علت تخلف را سوخته بودن یکی از چراغ های جلوی ماشین اعلام کرد!و البته بعد از اینکه همسرم اظهار کردند که در مسیر این اتفاق احتمالا افتاده و اصلا بنده متوجه نشدم (چون مسیر تهران قم روشنایی خوبی دارد)مأمور پلیس گفته بود باید یک قطعه از آن را در ماشین می داشتی!!!!!!!!و درخواست مدارک کرده بود که همسرم حاضر به ارائه نشد و مقاومت کرد و نهایتا مأموری که راننده بود گفت بفرمایید مشکلی نیست!!!! 

بعد از این ماجرا بود که در گفتگویی که با یکی از اقوام داشتیم فهمیدیم از این دست تخلفات پلیس راهور برای گرفتن رشوه کم نیست و زیاد اتفاق افتاده که به بهانه ای ماشینی را متوقف می کنند و بعد با یک تخفیفی دستی جریمه را می گیرند!!!!( و البته اگر از ماهم درخواست نکردند احتمالا بدلیل این بود که همسرم معمم و روحانی هستند و به نظر می رسد قبل از دستورتوقف بدلیل تاریکی هوا پلیس متوجه این موضوع نشده بود!) حقیقتا اگر کسی دغدغه ی کشور و نظام اسلامی را داشته باشد باید جلوی چنین رفتارهایی بایستد و مانع ادامه ی آنها شود.چرا که اولا چنین برخوردهایی حیثیت نظام اسلامی را زیر سوال می برد و ثانیا رفتاری ظالمانه است که عده ای با سوء استفاده از این لباس مقدس در صدد انجام آن هستند و تا ظلم پذیری نباشد ظالمی وجود نخواهد داشت.تا مردم از حق و حقوق خود با خبر نباشند کسی نمی تواند به آنها ظلم بگوید و صد البته رفتار ظالمانه در کسوت لباس پلیس بسیار بسیار وقیح تر است.خوب است کمپینی راه اندازی شود و از مردم در خواست شود هر وقت با دستور ایست پلیس راهور مواجه شدند بلافاصله دوربین موبایل خودشان را روشن کنند و از اعلام تخلف مأمورپلیس فیلم یا حداقل صوت بگیرند و با ضبط شماره ی ماشین او و ساعت و روز اعلام تخلف آنرا اگر خلاف قانون بوده نشر دهند و به بازرسی راهنمایی و رانندگی هم ارسال کنند تا از این طریق مانع ادامه ی چنین کارهایی شوند.با تشکر




آقای رئیس جمهور!بنده انتقاد دارم ولی بیکار نیستم!!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی بود که به دلیل مشغله های زیاد ناشی از تولد فرزند دومم و البته در کنار آن مشغله ی تحصیلی نتوانسته بودم که وارد فضای اینترنت شوم چه برسد که بتوانم یادداشتی را در صفحه ی وبلاگم قرار دهم و در این مدت اخبار را از طریق همسرم پیگیری می کردم . البته اخبار اینترنی را ولی به لطف فرمایشات دیروز رئیس جمهور اعتدالگرا و خردورز ایران اسلامی و البته به مدد الهی و خواب فرزندانم در این ساعت می توانم مطالبی را در صفحه ی خودم قرار دهم.

در این مدت حدود یکسال که از عمر دولت تدبیر و امید می گذرد بارها و بارها از زبان تیز و تند آقای رئیس جمهور دلگیر و ناراحت شده بودم و ایشان را حقیقتا فردی با سعه ی صدر پایین در برابر منتقدین یافتم ولی سخنانی که دیروز از طریق اخبار از ایشان شنیدم مرا واداشت که در حد و توان خودم اقدامی بکنم. البته باید بگویم که فرمایشات ایشان را از خبرگزاری فارس و مهر هم پیگیر شدم تا جملات قبل و بعدش را خوانده باشم تا قضاوت اشتباهی نکرده باشم.

:چند نکته در فرمایشات ایشان وجود دارد از جمله اینکه

*گرجه ایشان در راستای بحث از سخت بودن تغییر رفتار های محیط زیستی و بهداشتی جامعه فرمودند که "بعضی  از مردم بیکارند واقعاَ.کار ندارند.شغل ندارند.متوهم اند.مدام غصه ی  دین وآخرت  مردم را می خورند در حالیکه نه دین را می شناسند و نه آخرت را."ولی حقا حرف ناصوابی زدند چرا که ما اکنون در عصر و زمانی هستیم که بی توجهی به مقوله ی دین می شود ضمن اینکه در تهاجم وسیع استکبار با دین و دینداری حقه هستیم لکن بسیاری از مردم اگر نگوییم اکثریتشان برای حفظ عافیت خود سر در جیب مراقبت خود فرو برده اند و کاری به کار دین و آخرت دیگران ندارند! که اگر غیر از این بود اوضاع نابسامان فرهنگی نداشتیم. و سخن ما در همین جاست که این بعضی ها که ایشان فرمودند چند درصد از متدینین را در ذهن ایشان تشکیل می دهند؟ نکند ایشان کسانی را که هم صدا با رهبری عزیز در چند ماهه ی اخیر دلنگران وضعیت فرهنگی کشور هستند را از جمله ی این متوهمین دانسته اند؟قاعدتاً وقتی رئیس جمهور یک کشور در یک تریبون رسمی از عده ای سخن می گوید آنهم با لحنی چنین توهین آمیز آن عده باید افراد زیادی را شامل شود که اگر غیر از این بود طرح آنها گزاف بود که تعداد اندک در خور حساب نیستند چه برسد که در کلام رئیس جمهور کشور بیایند!هرچند ما در این مدت یکساله شاهد بوده ایم که ایشان منتقدین خود را افراد بیسوادهم قلمداد کرده اند و بگذریم.

**ایشان فرمودند دولت دینی خوب است ولی دین دولتی جای بحث دارد و هر چند بنده نفهمیدم که این موضوع دقیقا چه ربطی به محیط زیست دارد ولی به هرحال ایشان از این نکته غافل شدند که ویژگیهای دولت دینی چیست؟آیا اهانت به دینداران دغدغه مند از شاخصه های دولت دینی است یا دولت سکولار؟ اولویت ندادن به مسئله ی فرهنگ حداقل در کنار مسئله ی محیط زیست که در این جلسه بدان اشاره شده است از شاخصهای دولت دینی است یا دولت سکولار؟

***ایشان ضمن اینکه بسیار خوب به بحث وظیفه ی مردم در خصوص تکلیف دینی امربه معروف و نهی از منکر اشاره کردند ولی بسیار عجیب  مسئولیت دینداری جامعه را معطوف به مردم و مراجع تقلید دانستند در حالیکه حفظ و حراست از محیط زیست را از وطایف دولت برشمردند!ساختن فیلم دینی را منوط به ذوق هنرمند می دانند ولی حفظ محیط زیست را با اقدامی سخت و جدی از سوی شورای عالی امنیت ملی به عنوان یک نهاد قدرتمند حکومتی قابل تمجید می دانند! آیا در شرایطی که همه ی قدرتهای رسانه ای دنیا دانسته سعی در مخدوش کردن چهره ی دین حق و اسلام ناب دارند و از این رهگذر نه تنها مردم مظلوم دنیا آسیب می بینند و با دین حقه آشنا نمیشوند که جوانان خود ما هم در معرض آسیب هستند اقدامی جدی از سوی دولت لازم نیست و تنها باید خود مردم اقدام کنند آنهم با امر به معروف و نهی از منکری که ریشه اش در دولت اصلاحات زده شد و در دولت تدبیر و امید هم با اتهام توهم داشتن و بیکارو بی شغل بودن دغدغه مندان دینی مورد بی حرمتی قرار گرفته؟

از اینجا به بعد کلامم را خطاب به ایشان می نویسم:

**** آقای رئیس جمهور! بنده در این مدت بارها آرزو کردم که ایکاش شما ملبّس به لباس پیامبر نبودید که آنوقت تحمل حرفهای شما راحت تر بود! شما فرمودید برای حفظ محیط زیست باید از مدرسه و از دبستان شروع کرد که طبیعتاً یک عزم ملی و دولتی را می طلبد ولی نگفتید که دیندار کردن مردم هم عزمی ملی و دولتی را می طلبد بلکه آنرا در هاله ای از ابهام قرار دادید که دین دولتی جای بحث دارد!یعنی شما از طرفی زیر بار مسئولیت دولت در دیندار کردن مردم نمیروید و می گویید که مردم را نمیشود به زور به بهشت برد و از طرف دیگر هم حمایت و تبلیغ دین را که مردم دیندار جامعه آنرا از شما مطالبه می کنند با برچسب ناخوشایند دین دولتی رها می کنید!

بارها و بارها از این سخن گفتید که هنر را باید به دست هنرمند سپرد و نمیشود که به زور و سفارشی هنرمند را به ارائه ی کاری وادار کرد ولی یکبار نفرمودید که هنر مند را می شود آموزش داد مبانی دینی و توحیدی را برای او بازخوانی کرد. حقیقت اسلام ناب را به او عرضه کرد زیباییهای بندگی را به او نشان داد و او اگر براستی هنر مند باشد آیینه ی جمال الهی و دین با شکوه اسلام خواهد شد!هرگز نگفتید که اگر هنر سفارشی را نمی شود داشت ولی می توان به عنوان یک دولت دینی هنرمندان مؤمن و متعهد را شناسایی کرد و زیر بال و پرشان را گرفت!

آقای رئیس جمهور! فرموده بودید که ممیزی کتاب را باید به خود مردم واگذار کرد ولی شما در عرصه ی حفظ محیط زیست با خاطیان بنا به فرماش خودتان برخورد قاطع انقلابی کردید.صادقانه می پرسم آیا میدانید حرمت این لباسی که بر تن دارید چقدر است؟آیا میدانید شما قبل از آنکه رئیس جمهور شوید یک روحانی بودید و علی الظاهر پشیمان هم نشدید چون لباس روحانیت را بر تن دارید و آیا توجه دارید که عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران یعنی چه؟ اینها همه یعنی وقتی یک روحانی رئیس جمهور یک کشور شیعی با نظامی اسلامی می شود باید بیش از هر چیز دغدغه ی اسلامی شدن جامعه اش را داشته باشد در همه ی ابعاد و زمینه ها و خود را از جامعه ی دینی دلسوز جدا نداند و همه ی امکانات را در جهت شناساندن دین به مردم و جهان و نیز در عمل به دین و جلوگیری از بی دینی بکارگیرد.

آقای رئیس جمهور من یک طلبه هستم.فارغ التحصیل دانشگاه بودم که فهمیدم زبانم قاصر است از بیان زیباییهای دین به هم سن وسالانم در جوّی که فرزندان اصلاح طلبی شما و رفقایتان ایجاد کرده بودند و زیر باران شبهات دینی که در نشریات دانشگاهی بوجود آورده بودند فهمیدم نمی توانم دینم را آنگونه که هست بشناسانم پس تصمیم گرفتم به حوزه بیایم.هم اکنون هم که این مطالب را می نویسم کودک سه ماهه ام را در بغل گرفته ام.من بیکار نیستم و امروز بعد از پنج شش سال در س خواندن و مطالعات دینی جانبی داشتن می توانم بگویم هم دینم را می شناسم و هم آخرتم را و الحمدلله بیکار نیستم ولی به سیاستهای فرهنگی شما انتقاد دارم.

 

 

 


خواص بی بصیرت یعنی خود ما!!

 
  . . . چقدر به ایشان گفتیم که پای مقدسات را به انتخابات باز نکنید که پس فردا اگر نامزدتان رای نیاورد ، برندارند بگویند؛ «نه بزرگ ملت ایران به سر تا پای مقدسات »!! بارها در لفافه نوشته بودم ، این بار به صراحت می نویسم ؛ «گروه پایداری ، نه در بیعت علامه مصباح ، بلکه عملا در بیعت فرقه انحرافی است !! » و فی الواقع همین را می خواست فرقه انحرافی… اول شدن حسن روحانی !! . . .

 این آقا مثل اینکه خیلی دردش گرفته ولی چرا جفنگ سرهم می کنه نمی فهمم! پای مقدسات رو چطوری میشه از انتخابات بیرون کشید؟ فقط یه راه داره و اون هم جدایی دین از سیاسته ! این نظر حضرتشونه؟؟ خبط و خطایی که خواص پرادعای ما کردند این بود که فقط بالای سرشون عکس آقا رو نصب کردند و می کنند و منتظرند کی شب حمله فرا می رسد آنقدر منتظرند که  وظیفه ی امروز از یادشون رفته! 

خواص باید جواب بدن که چرا در طی این 8 سال توی زمین اصلاح طلبا به سرکردگی هاشمی رفسنجانی بازی کردند؟ چرا به جای ذلسوزی برادرانه و مشفقانه نسبت به رئیس جمهور این ملت که یه تنه در برابر  غرزدن های اصلاح طلبا و رئیس بی منطقشون ایستاده بود اونها هم زیر پای اون رو خالی کردند؟ چرا از احمدی نژاد دیوی ساختند که ما حصلش فراموشی ماهیت پلید اصلاح طلبان بود؟ چرا از حد اعتدال خارج شدند؟ آنقدر علیه احمدی نژاد حرف زدند که از پس این جمله ی رهبری عزیز بر نیومدند که " رئیس جمهوری می خوایم که نقاط مثبت رئیس جمهور فعلی رو داشته باشه منهای نقاط ضعف او را"! چرا که اونها اساسا نقطه ی قوتی در احمدی نژاد نمی دیدند و این همون معنای اختلاف و زاویه داشتن با رهیری هست. منش رهبری جذب حداکثری است برای همین هم در مجمع تشخیص همه طیف آدم را می بینید ولی ما مدعیان ولایتمداری، تحمل خودمان را هم نداریم چه برسد به دیگران را. خطای دوم ما که ناشی از این خطای اولی است این است که برخلاف منش امام و رهبری که سعی می کردند به مردم ملاک و معیار بدهند ولی مردم خودشان راه بروند تا به خود متکی باشند ما دائم تلاش کردیم مردم را روی کول خودمان ببریم و لذا وقتی آمد که آنها نخواستند از ما برای طی طریق خود استفاده کنند و به بیراهه رفتند! من سوال جدی ام از داعیه داران خط امام و رهبری این است: آیا روحانی نقاط مثبت احمدی نژاد را دارد؟ آیا ولایتی داشت؟ آیا قالیباف و رضایی داشتند؟ آیا محض رضای خدا یک بار هم که شده پیگیر این نقاط مثبت و منفی شده بودیم ؟ آیا در صدد شناساندن طرف واحد اصلاح طلبان به مردم بودیم؟ بسیاری از مردم همانطوری که می دانم به روحانی به سببب شیخ بودنش رأی دادند نه برای مرامش ! و این یعنی میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمانهاست!!! به هر حال اصلاح طلبان بعد از شکست انتخاباتی خود نشستند ضعفهای خود را بررسی کردند و به حق دوا کردند و نتیجه هم گرفتند. آنها از خالی شدن میدان توسط مدعیان ولایت و رهبری استفاده کردند و با یک چهره ی موجه سبد رأی خودشان را پر کردند باشد که درس عبرتی باشد برای ما. چقدر مستانه خواندیم: ما منتظریم کی محرمّ گردد/ هنگامه ی امتحان میسر گردد!/ مامی دانیم و تیغ و حلقوم شما/ یک مو زسر علی اگر کم گردد!!! و نفهمیدیم که خودمان مالک را برگرداندیم و خودمان به علی تحمیل کردیم آنچه را که نباید!

چقدر زیبا گفت : وقتی مختار را منحرف خواندی گردنت را به تیزی شمشیر مصعب بن عمیر بسپار!!!


شیعه سپر امام خود است نه امام سپر او!!!

بسم رب الحسین
طرف توی پیام رسانش نوشته:
نگران نیستیم... رهبر ما هوشیار است!
.
.
.
بله برای شما جای نگرانی ندارد اگر که اصلاح طلبان را نمیشناسید! جای نگرانی ندارد اگر که تاریخ نخوانده اید!جای نگرانی ندارد اگر که مواضع انتخاباتی روحانی را نشنیده اید! شما کلاً راحت باشید.هم رهبری هشیار است و هم امام زمان و هم خود خدا. ولی ما نگرانیم چون هم انچه را که گفته ام را می دانیم و هم سنت های خدا را می شناسیم: خدا هم در سقیفه هم در صفین هم در ساباط و هم در کربلا هشیار بود!!! 
خدا هشیار است امام زمان و رهبری هم ولی خدا می خواهد مردم خودشان رشد کنند و برای همین هم به ما اختیار داده و امتحانمان می کند. اگر این نبود که این همه شهادتها و سختیها نبود؟ اگر جز این بود که مولایمان سالها نظاره گر غیبت نبود؟ شیعه تکلیف را روی دوش خود می بیند و وظیفه ی خود را حراست از امام و آرمان امامش می داند برای همین هم خود را پشت او قایم نمی کند بلکه جانش را سپر امام می کند! 

*علت دشمنی های اخیر با ملت ایران چیست؟

 بسم الله الرحمن الرحیم

فقط کافیست اندکی تأمل کنید.آنگاه خواهید فهمید چقدر مواضع کسانی که در مناظره ی سیاسی شرکت کرده بودند با مواضع رهبری یکی است!؟

 

هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، بخصوص در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند .

عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است.

عامل دیگر، همین حوادث منطقه است؛ این بیدارى اسلامى و آنچه که در منطقه‌‌ى ما رخ داد، که حادثه‌‌ى فوق‌‌العاده مهمى است. به نظر من هنوز ابعاد عظیم این حادثه‌‌اى که در شمال آفریقا و منطقه‌‌ى اسلامى ما اتفاق افتاده، براى خیلى‌‌ها درست شناخته‌‌شده نیست؛ خیلى چیز عظیمى اتفاق افتاده. پشت این مسئله، دست قدرت الهى است.
 خب، اگر چنانچه در این شرائط، یک ایرانِ بى‌‌دردسرِ بى‌‌دغدغه اینجا وجود داشته باشد، با همین شعارهائى که دارد، با همین کارهائى که دارد میکند، با همین پیشرفتى که محسوس است، از آن کشورها بیایند ببینند کارخانه‌‌ها را، دانشگاه‌‌ها را، مراکز تحقیقاتى را، وضع زندگى مردم را، بازارهاى پر از اجناس را، دولت بى‌‌دردسر را، بدیهى و طبیعى است که آنها میگویند الگوى خوب همین است. میخواهند این نشود. میخواهند این الگوشدن جمهورى اسلامى نباشد. یعنى براى جمهورى اسلامى دردسرهائى به وجود بیاورند، تا آن کشورهائى که تحولى در آنها رخ داده و وارد مرحله‌‌ى جدیدى شده‌‌اند، براى ادامه‌‌ى راه، این را الگو قرار ندهند.
حالا البته بعضى‌‌ها در روزنامه، در سایت، در تریبونهاى گوناگون مطالبى منتشر میکنند؛ اینکه چرا ما در دنیا دشمن‌‌تراشى کردیم که اینقدر با ما دشمنى کنند! به نظر من اینها حرفبافى است. آنچه که گفته میشود، متکى به یک تحلیل درست نیست. نه، دشمنى‌‌ها خیلى طبیعى است. وقتى که امام بزرگوار بود، دشمنى‌‌ها زیاد بود؛ براى خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعیف‌‌تر شود و عقب‌‌نشینى کنیم، آنها طبعاً چهره‌‌شان بظاهر متبسم‌‌تر میشود. البته جلو مى‌‌آیند. یعنى چهره را متبسم میکنند، براى اینکه بتوانند جلو بیایند، مناطق را تصرف کنند و ما را از پیشرفت هدفهامان باز بدارند. هرچه ما در حرکت خودمان جدى‌‌تر و مصمم‌‌تر باشیم، آنها ناراحت میشوند و چهره‌‌شان عبوس میشود. البته تا حالا در این سى و سه سال آنها نتوانستند ما را متوقف کنند، بعد از این هم ان‌‌شاءالله نخواهند توانست. بنابراین خوشبختانه وضعیت کشور اینجورى است. البته گرفتارى‌‌هائى هست، ضعفهائى هست، مشکلاتى هست، که باید به آنها هم توجه کنیم؛ لیکن مجموعاً وقتى انسان نگاه میکند، حرکت کشور، حرکت رو به پیشرفتى است.91
*به نظر من در زمینه‌‌ى دیپلماسى، فعالیتهاى خوبى دارد انجام میگیرد. دیپلماسى ما باید با روحیه‌‌ى انقلاب همراه باشد - یعنى اسلام انقلابى - این است که به ما بُرش میدهد. امروز ملتهاى منطقه از جمهورى اسلامى خوششان مى‌‌آید، به خاطر موضع مستقل اسلامىِ شجاعانه‌‌اش؛ این باید محفوظ باشد. در جاهاى مختلف دنیا، مردم از مسئولان جمهورى اسلامى که این شجاعت را، این استقلال را، این نترسى را بیشتر بروز میدهند، بیشتر خوششان مى‌‌آید. خب، این نشانه‌‌ى این است که راه این است. دیپلماسى ما باید در این جهت باشد؛ که خب، خوشبختانه دوستان زحمتهاى زیادى میکشند.(دیدار رهبری با هیئت دولت در سال1391)


مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست!!

بسم الله الرحمن الرحیم

اماما! امروز و همه ی روزهای دیگر شاهد بودی که تنها همین پابرهنه ها و مستضعفین هستند که مهر تورا در دل دارند و زحمت دیدار تو را با جان و دل خریدارند!

امروز 14 خرداد سال 1392 مثل چهار سال گذشته از قم برای شرکت در مراسم سالگرد حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) عازم شدم همراه با دختر 4/5 ساله ام زینب. پیشتر از این از تهران به مراسم می رفتم. حقیقتاً در مدت این چهار سال هر بار که با مردم همراه شده ام و این مسیر طولانی از محل پارک اتوبوسها تا محل برگزاری مراسم را پیاده زیر آفتاب سوزان طی کرده ام یک احساس شرمندگی آزاردهنده ای برایم بوجود آمده که تا چند روز فکرم را درگیر می کند ولی افسوس که دستم به جایی بند نیست و فریادم به جایی نمی رسد. به قول معروف "گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من ، آنچه که  راه به جایی نبرد ، فریاد است"!

شرمنده می شوم از این مردمی که از راههای دور و نزدیک با کمترین امکاناتی هر سال به حرم امام می آیند تا به قول خودشان با رهبری عزیز و امام راحل تجدید بیعت کنند. هر سال از خودم می پرسم مگر این مردم امام و آقا را چطور شناخته اند که هر سال با این همه زحمت در این مراسم حاضر می شوند آنها که خیلی هاشان حتی وارد حرم هم نمی توانند بشوند و لذا نگاهشان هم به چهره ی نورانی حضرت آقا نمی افتد. اینها برای چه رنج چنین سفر ی را به خود تحمیل می کنند؟ بنده و امثال بنده خیلی هنر نکرده ایم اگر به این مراسم می آییم ما مطالعه کرده ایم و امام را آنگونه شناخته ایم که اگر پایش بیفتد برای او جان سپاری می کنیم برای آمدن مان هم دلیل دلی داریم وهم دلیلی عقلی که مثلا اگر هر یک نفری در این مراسم شرکت نکند و روزی خدای ناکرده حرم امام در مراسم سالگرد حضرتش خالی از جمعیت بماند رسانه های غربی گوش فلک را کر خواهند کرد که این مردم از امام بریده اند ولی بسیاری از این مردم که اگر ازشان بپرسی حتی دوخط ممکن است نتوانند برایت از امام و لزوم حضور بگویند برای چه می آیند؟ اعتقاد دارم که مردم با تمام وجود امام را و اخلاصش را و نورانیتش را دریافته اند و خود را مدیون او می دانند و همانگونه که در نهضت امام جانفشانی کرده اند دررکاب او بازهم جانفشانی می کنند برای او و برای خلف صالحش ولی سؤال اساسی تر اینجاست که مسئولین این نظام چه وظیفه ای دارند در برابر این ملت پای کار؟ آیا شرم آور نیست که در همین مراسم همه ساله شخصیت های مختلف نظام با ماشین های لوکس خارجی با شیشه های دودی بالا کشیده باسرعت از جلوی ملتی که با پای پیاده زیر آفتای سوزان ظهر نیمه ی خرداد از حرم برمی گردند ، رد میشوند؟و تازه بدتر اینکه راه ملت را هم بند می آورند تا زودتر به منازل خود برسند! آیا این مردم ولی نعمت این مسئولین نبودند و نیستند؟ آیا ولی نعمتی در نظر آقایان مسئول به این معناست که فقط باید دم مردم را داشت در زمان انتخابات ؟ که اگر مردم را نداشته باشی رأیی نخواهی داشت؟ آیا مردم ولی نعمتند برای اینکه آقایان بر گرده ی این ملت سوار شوند و هر کاری که خواستند بکنند حتی عدول از آرمانهای امام؟ آیا مگر امام نفرموده بود "خودتان را خدمتگزار بدانید به بندگان خدا ،بزرگی نفروشید به این مردم ، این مردم بزرگند ، بنده ی خدا هستند ، به اینها بزرگی نفروشید ، علوّ بر اینها نکنید "؟(ج 9ص222) پس چرا آقایان در مراسم حضرت روح الله چنین خلاف امام برخورد می کنند؟ آیا عبور اینگونه که وصف کردم بزرگی فروختن به ملت نیست؟ایا این نحوه ی برخود مصداق خدمتگزاری است یا سروری؟ چقدر امام سفارش کردند که به دنبال رفاه طلبی نروید که"مبارزه با رفا ه ظلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال وآزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند. بحث مبارزه و رفاه،بحث قیام و راحت طلبی ، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند" !! آیا این رفاه طلبی نیست ؟بی جهت نیست که می بینیم بسیاری از این حضرات کم آورده اند و با بی شرمی تمام می گویند باید با ادبیاتی دیگر حرف از نابودی اسرائیل زد نه که به صراحت بگوییم "اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو شود" و یا اینکه در موارد مختلف برای احقاق حق ملت بیاییم با آمریکا مذاکره کنیم! کدخدای دهکده ی جهانی است دیگر! و یا اینکه نباید طوری در صحنه ی بین المللی حرف زد و حاضر شد که دنیا را باخود دشمن کنیم و لذا طرح آشتی با دنیا را ارائه می دهند!!در نظر آنان در ازای هر یک ریالی که به سوریه و عراق کمک می کنی باید یک ریال دریافت کنی وگرنه اقدام عقلایی نکرده ای!! اینها از رفاه طلبان تنها برمی آید و اینانند که خسته اند از آرمانهای انقلاب نه این مردم رنج کشیده و شهید و جانباز و اسیر داده!

امام بارها فرمودند که "حکومت اسلام باید اقامه ی عدل کند"(ج 18 ص32) آیا این چنین رفتارهایی مصداق عمل به رعایت عدالت است؟ آیا این نوع عمل بی اعتنایی به حال مردم نیست؟ بنده کاری به این ندارم که بخشی از این توقعات به برگزارکنندگان مراسم سالگرد حضرت امام بر می گردد و ایشان حتما باید پاسخگو باشند ولی عملکرد ایشان در سالهای اخیر به خوبی نشان می دهد که این توقع از آنها بی جاست! ایشان امام را مصادره به مطلوب خود کرده اند اما همه ی مسئولیت هم به ایشان معطوف نیست هر کسی که در این نظام مسئولیتی برعهده دارد اگر واقعا دلسوز به حال این مردم بود باید کاری می کرد که چنین ظلمی به مردمی که عشق روح الله و نائبش را دارند اتفاق نیفتد. آقایان همانگونه که به وضوح دیده می شود بسیاری از حرفهای حضرت آقا را نمی شنوند و برای همین هم متأسفانه مواضعشان ، زوایای زیادی بعضاً با کلام ایشان دارند ، با بسیاری از فرمایشات امام هم فاصله ی بسیاری دارند.آنهایی که قدرت و ثروت را با هم جمع کردند و چنان رفاه مسئولیت برایشان شیرین آمده که حاضر به دل کندن از آن نیستند و تنها با ژست های تبلیغاتی به یاد مردم می افتند و پای صحبت مردم مظلوم و بی زبان کشور می نشینند و فیلم تبلیغاتی تصنّعی می سازند گویی هرگز این جمله ی امام را هم نشنیده اند که " تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند .فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب هاهستند.ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم."(ج صحیفه نورص 235 ) آری مردم پابرهنه و متدینین بی بضاعت گردانندگان واقعی انقلابند و مرفهین بی درد گردانندگان حقیقی کشور.گرچه نیاز به توضیح نیست که ساحت مقدس حضرت آقا از این کلام مبرّاست ولی من باب تأکید عرض میکنم که روی سخنم با هر کسی هست جز ایشان که همین مردم به عشق دیدن روی او وشنیدن صدای روح بخشش این راه را طی می کنند. ولی باید گفت که کیلومترها پیاده روی از محل پارکینگ اتوبوسها سهم مردم است و زیر باد کولر ماشینهای لوکس نشستن سهم مسئولین نظام. ولی گردانندگان حقیقی انقلاب حتماً خواهند گشت و مردی از جنس خودشان را به پست مهم ریاست جمهوری خواهند نشاند مردی که قبل از انتخابات هم بی تکلف و بی تشریفات در بین مردم حاضر می شد و برای همین هم خیلی ها او را در مترو یا اتوبوس و یا در فرودگاه از نزدیک دیده بودند. الان هم که همه ی کاندیداها با ماشین های گران قیمت و لوکس خود از جلوی مردم با سرعت عبور می کنند مردم او را سوار بر ماشین مردمی یعنی پراید می بینند . مردی که طبق عرف بین المللی باید 22 محافظ داشته باشد بارها در تهران تنها با یک محافظ خود دیده شده است. قم هم که آمد محافظینش را قال گذاشته بود.تا جاییکه وقتی رئیس ستاد قم از او پرسید برای محافظینتان هم شامی تهیه کنیم با تعجب پرسیده بود مگر محافظین هم آمده اند؟؟ خبر نداشت که بعد از او برای حفاظتش آمده بودند!

این سادگی و بی تکلفی که در احمدی نژاد هم تبلور پیدا کرده بود و هر سال در دیدار های دولت تحسین رهبری عزیز را برای خود خریده بود، روح قوی و استکبار ستیز به او داده بود و پربیراه نیست اگر دوست و دشمن با دیدن جلیلی به یاد احمدی نژاد می افتند. هر چند که ما گمان داریم او حائز نقاط مثبت احمدی نژاد است ولی نقاط ضعف او راندارد و نخواهد داشت (ان شاء الله).سادگی و بی تکلفی جلیلی است که روحیه ی مقاوم و ایستادگی در برابر زورگوییهای کشورهای مستکبر و گروه 5+1 را به او داده است که این سنت الهی است؛ "مبارزه با رفاه طلبی سازگار نمی باشد"!

حال پابرهنه های مظلوم ایران که صاحبان واقعی این نهضت و انقلاب و نظامند مطمئناً باردیگر به کسی رأی خواهند داد که درد چشیده باشد ولی روحی قوی پیدا کرده باشد که رفاه طلبان سایه نشین را با مبارزه و ایستادگی کاری نیست چرا که ساقه های نازک و طرد ناز کشیده را تحمل طوفانهای سخت و گرما و سرمای شدید نیست.

 


قالیباف، از 84 تا 92؛ قسمت اول: تبلیغات

بازهم مطلبی ارزشمند و به موقع از همسرم:

محمدباقر قالیباف اوایل اردیبهشت ماه سال جاری در پاسخ به سوالی در رابطه با بودجه تبلیغاتی و انتخاباتی خود گفت: «ما در سال 84 در تبلیغات اشتباه کردیم، خطا کردیم و این را صادقانه می گویم، خودم این کار را نکردم ولی مسئولیتش متوجه من است و باید جواب دهم؛ انشالله این کار را تکرار نکنیم.»(فیلم آن را از اینجا ببینید)

پذیرش اشتباه خوب است، اما چند سوال مهم همچنان مطرح است:

چه نگاهی باعث این خطا در سال 84 شد؟ قالیباف و تیمش چه گرایش و محاسبه ای در آن زمان داشتند که گمان می کردند با آن نحوه تبلیغات می توانند رای مردم را جذب کنند؟

آیا گرایشها و دیدگاههای او تغییر کرده است و یا با اقتضائات سال 92 تنها تاکتیک ها است که تغییر کرده تا رای مردم بیشتر جذب شود؟!

آیا او سال84، 8 سال پس از اصلاحات گمان می کرد ذائقه مردم آن تبلیغات را می پسندد و امروز 8 سال پس از دولت احمدی نژاد که با همه ضعفهایش فضای گفتمانی کشور را تغییر داده است، ذائقه مردم چیز دیگری را می پسندد؟!

اینکه او ادعا کرده است خودم این کار را نکردم، آیا ادعا و توجیه درستی است؟

آیا او نبود که در اولین نشست خبری اش تیپ تمام قهوه ای زد؟

آیا او نبود که با لباس خلبانی عکسهای آنچنانی گرفت و بعد تبدیل به پوستر و بنر شد؟

آیا او نبود که عکسهای آتلیه ای با حلقه ازدواجش می گرفت؟ یعنی اتفاقی از او آن عکسها را گرفته بودند؟!!

وقتی به نقاط مختلف کشور سفر می کرد و پوسترهای فراوان و بنرهای بزرگی را می دید که تنها عکسی از او را زده بودند و شعار انتخاباتی اش را، نمی توانست اعتراض کند که در شهرهای دیگر تکرار نشود؟ یا خودش هم راضی بود؟!

آری او شعار اصولگرایی اصلاح طلبانه می داد، اما لیبرالی تبلیغ و عمل می کرد.

حیدر رحیم پور، پدر استاد حسن رحیم پور ازغدی و از افراد مورد رجوع طیفی از بچه حزب اللهی های مشهد هستند. ایشان از کسانی بودند که علی رغم قبول داشتن احمدی نژاد، در انتخابات 84 به دلایل مختلف (از جمله پیشتاز بودن در نظرسنجی ها) اعلام کردند که رأیشان با قالیباف است و کلی از او تمجید کرده بودند. اما هم ایشان بعد از انتخابات 84 در تحلیلی از انتخابات نهم و دلایل رأی آوردن احمدی نژاد و رأی نیاورن قالیباف در مطلبی به تاریخ 4/5/84 در سایت مطالبه نوشتند:

« کاهش آراء آقای قالیباف از آن جا شروع شد که به خاطر جلب نظر مردم به حرکات لیبرال منشانه پرداختند و اجازه دادند خط سرمایه داری و روشنفکران مدنی در ساختار تبلیغاتشان رخنه و مکتبی‎ها را برانگیزند و بر اندیشه ایشان بشورانند.
عکس های کذایی، لباس های آن چنانی، حلقه بر انگشت به جای انگشتر عقیق و این ها، نه حکایت از ضعف دینی ایشان که حکایت از غفلت و عدم شناخت مبلغان ایشان از امتی بود که رای اولی‎های این امت، مکتبی تر از پیرمردان انقلاب بودند. ...لیکن برخی گردانندگان تبلیغات وی شیوه تبلیغات را به گونه ای امت آزار و غربی پسند تغییر دادند و نتیجه، کاهش آراء حقیقی ایشان شد.»

اما آیا با فرض سلامت نفس و دین ایشان، آیا چنین شخصی که در هیاهوی تبلیغات و جذب آراء، تحت تاثیر اطرافیان واقع می شود شایسته اعتماد برای ریاست جمهوری است؟ آیا احتمال زیاد وجود ندارد که در عرصه های دیگر اقتصادی و فرهنگی و... نیز در سطح ریاست جمهوری همین اتفاق رخ دهد؟

تصاویر تبلیغات سال 84 قالیباف در ادامه مطلب