سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

راستش را بگوییم یا نه ؟ مسئله این است!

 

بسم من هو الطیف الخبیر


نتیجه تصویری برای کمک به نیازمند

 

این روزها بواسطه ی خبر «گور خواب ها» ی شهرستانی در ایران، حرف های مختلفی از تریبون داران و قلم به دستان و اهالی مملکت مجازی دیده و شنیده شد. که از میان آنها می خواهم به گزارش خبری ساعت 21 شب گذشته یعنی 11/ دیماه بپردازم.

 اینکه گزارشگر با نشان دادن قسمتهای پخش شده ی تلویزیون های ضد انقلاب که این تصاویر و اخبار را سوژه ای کرده بودند برای طعن و کنایه زدن به ایران و جمهوری اسلامی ، به این نکته پرداخت که نباید با نزدیک شدن به فضای انتخابات و برای منظورهای انتخاباتی خود با انتشار این دست اخبار فضا را برای تخریب علیه ایران فراهم کنیم و کاری کنیم که زحمات و خدمات بسیار نظام اسلامی نادیده گرفته شود !!

این مطلب تازه ای نیست که همواره از زبان برخی مسئولین گفته می شود و عده ای خبرنگار از روی آگاهی و یا با فشار مسئولین بالا دستی خود به ناچار آن را در بلند گوهای خود بیان می کنند که اگر شما نقص و ضعفی از نظام را نشان دادید باعث تحقیر نظام شده اید و در پازل دشمن حرکت کرده اید و خدمات نظام را زیر سؤال برده اید!! و نیز اینکه هر وقت و هر زمانی ممکن است اخباری که نشان دهند ه ی ضعف مدیریتی در کشور هستند ، تلقی فعالیت انتخاباتی بر ضد دولت موجود را در اذهان ایجاد کنند .

امّا به راستی چه باید کرد؟ آیا برای حفظ آبروی نظام باید روی خطاها سر پوش گذاشت؟ آیا اساساً آبروی یک نظام مردمی در گروی خبط و خطای یک عده ای از افراد حاکمه هست؟ آیا لاپوشی کردن خطا ها و اشتباهات افراد حاکمیت، موجب گسترش فساد و باند بازی به صورت گسترده نخواهد شد؟ آیا گسترش فساد و به تبع آن بی عدالتی، مانند موریانه و خوره ای به جان نظام اسلامی نخواهد افتاد؟ آیا اگر توده ی مردم ببینند که اخبار واقعی و یا همه ی اخبارشان از صداو سیمای خودشان پخش نمی شود ولی می شود بهتر از آنها را از شبکه های خارجی ولو ضد انقلاب دریافت کرد ، آنها را مجذوب آن شبکه ها نمی کند ؟ و در لابه بلای اخبار راست و درستی که هیچگاه از تلویزیون خودمان نمی دیدند و نمی شنیدند ، اعتماد کاذبی برای هم میهنان ما حاصل نمی شود؟ به گونه ای که اگر خبر دروغی را هم آن رسانه ها دادند ،دیگر نتوان از اذهان ملت پاکش کرد؟؟ آیا فتنه ی 88 ماحصل همین دروغ پردازی ها و راست نمایی ها و اعتماد توده هایی از این ملت به بنگاههای خبر پراکنی ضد انقلاب نبود؟؟

اگر بود، که حقّاً هم چنین بود، چرا نباید تغییری در استراتژی سازمان عریض و طویل صدا و سیما داده شود؟ چرا باید بودجه ی سازمان از دستان مبارک دولتی ها به سازمان داده شود که باعث محافظه کار شدن صداو سیمایی ها شود؟

زبان گویای این ملت مگر غیر از صدا و سیما است ؟ ملت که امامشان آنها را ولی نعمتان این کشور خوانده چگونه باید داد خود را از عده ای از مسئولین بی کفایت بگیرند؟ چگونه اگر خبط و خطایی را دیدند با آن بر خورد کنند؟ درست است که کشور قوه ی قضائیه دارد ولی نباید نظارت مستقیم را از ملت گرفت و فقط از ملت توقع تأیید و جان فشانی داشت . ملّت باید خود را در سرنوشت خودش سهیم ببیند. وقتی مردم احساس کنند که فسادها و باند بازیها و دست های پشت پرده ای هست که نمی گذارد عدالت در کشور گسترده شود، حتّی نمی گذارند که مردم شعارها و اصول انقلابشان را سر دست بگیرند و از مسئولین مطالبه کنند ، آیا امیدشان را از انقلاب از دست نخواهند داد؟

اینها همه در حالی است که خود امام و رهبری دائماً مردم را به نظارت بر مسئولین فرا می خوانند. اگر بنا به فرموده ی ایشان نظارت بر حاکمیت حق مردم است ، ابزارش چیست؟ در کجاو کی مردم می توانند صدا های خود را به گوش همه ی حاکمیت برسانند و تخلفات را طوری گوشزد کنند که دیگر تکرار نشود. به نظر نمی رسد به جز ابزار رسانه این قدرت زمینه ی بروز داشته باشد. نمونه هایش را مردم زیاد دیده اند. هر چیزی که رسانه ای شد و در شبکه های مختلف صدا و سیما به آن پرداخته شد در نهایت یک مسئولی پیدا شد که پاسخگو شود و برای رفع آن مشکل اقدام کند و هر جا این امکان فراهم نشد، ان مشکل همچنان بر روی زمین باقی مانده است.

لازم است فکری دوباره کرد درباره ی سازو کار نظارت مردم بر عملکرد مسئولان. مردم نباید احساس کنند که هر جا به حضورشان نیاز است مورد تکریم هستند و هر جا که حضورشان مانع خبط و خطاهای برخی از مسئولین است ، به بهانه ی اینکه دشمن سوء استفاده می کند ، مانع نظارت مردم و بیان مشکلات شوند. دشمن ، دشمنی خود را رها نمی کند ولی عاقلانه نیست که از ترس دشمنی دشمن، ما سبب نفوذ موریانه ها به بدنه ی نظام شویم که باعث شود نظام از درون سست و توخالی شود و سرمایه ی اصلی خود را که مردم هستند از دست بدهد.


نتیجه تصویری برای گورخوابها

امام صادق علیه السلام: خداوند امتی را عذاب نخواهد کرد مگر نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستی نمایند.( بحار الانوار ج75، ص 281)


از غزاله و همسر زکریای رازی تا معمای ممنوعیت سیب خوردن

به نام حضرت دوست

رسانه ملی، شبکه پویا و تناقضاتی که کودکان ما می‌بینند

(یادداشتی که از طریق سایت تحلیلی خبر نو منتشر کردم)

ما رفتار متناقضی در عرصه ی فرهنگ داریم. از طرفی کودک را همیار پلیس می کنیم تا از کودکی عمل به قانون در روح و جانش شکل گیرد و از طرفی دیگر در خصوص حوزه‌ی دین بعد از اینکه ذهن کودک را از رفتارهای غیر اسلامی و با مظاهری غیر اسلامی پر کردیم او را وا می گذاریم با یک سری احکام و قوانینی که به صورت موعظه وار و با فرمی غیر هنری به کودکی که دنیایش را هنر و جذابیت های هنری اشباع کرده است و در آخر هم توقّع جامعه‌ای اسلامی با رفتارهایی اسلامی و پایبندی به قوانین سعادت بخش اسلامی داشته باشیم!

امام على علیه السلام ـ در سفارش به کمیل ـ فرمودند: اى کمیل! هیچ حرکت و رفتارى نیست، مگر این که تو در آن به شناخت نیازمندى .(میزان الحکمة، حدیث 7623)
در خصوص رسانه و تأثیرات آن بر فرهنگ و اجتماع بحث های مختلف و نظریات متنوعی وجود دارد. تا آنجا که این دیدگاههای مختلف در مورد اثرات رسانه خصوصاً سینما و تلویزیون بر مخاطبین خود ، به سه دسته ی افراطی، تفریطی و بینابینی تقسیم می شود. اما اینکه تاکنون چه اندازه بررسی های جامعه شناسانه در کشور ما و یا در سطح جهان انجام شده که به طور دقیق از اثرات رسانه ها خصوصاً دو رسانه‌ی مهم سینما و تلویزیون بر رفتار و عقاید مخاطبین سخن بگوید بنده نتوانستم اطلاعی بیابم، اما جسته و گریخته در کشور خودمان تأثیراتی را به صورت عینی دیده ام و یا از منابعی شنیده ام و از همه مهم‌تر تأثیرات آن را در مورد شخصیت خود و اطرافیان از دوران کودکی تا بزرگسالی نمی توانم انکار کنم. تأثیراتی که بعضاً حاصل تقلید در حوزه ی سبک زندگی و رفتار شخصی بوده و عمدتاً ناشی از شخصیت های اول فیلم ها و سریالها و کارتونهای تلویزیونی بوده و یا تأثیراتی که ناشی از کسب آگاهی و شناخت نسبت به مسائل مختلف اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و تاریخی بوده که  ناشی از برنامه های مستند و آموزشی رسانه‌ی فراگیر تلویزیون بوده است.
در خصوص مورد اول به خوبی خاطرم هست که در سالهای 74-75 که سریال پربیننده‌ی "در پناه تو" روی آنتن شبکه دو رفت نحوه‌ی پوشش دختران نوجوان و جوانمان بسیار مشابه نحوه‌ی پوشش شخصیت اصلی فیلم یعنی"مریم افشار"شد. از نحوه‌ی کیف دست گرفتن تا مقنعه‌ی رنگی و شیوه‌ی خاص چادر سر کردن و یا یک مورد درخصوص اثر منفی گرفتن از این رسانه که بازهم خاطرم هست وقتی یک سریال جذّاب در سالهای 77-78 با موضوع گروگانگیری یک پسر بچه‌ی خردسال از شبکه‌ی سه سیما پخش شد،‌درمصاحبه ای که پلیس آگاهی تهران با یکی از‌ جراید کرده بود اشاره شد که بعد از این سریال چند مورد گروگانگیری دقیقاً مشابه آنچه در این سریال دیده شد،در کشور اتفاق افتاد!
البته لازم به ذکر است که طبیعتاً هر اندازه مخاطب ساعات بیشتری را پای برنامه های تلویزیون بگذراند و هر اندازه تمرکزش به آن بیشتر و شناختش از دنیای پیرامون خود کمتر و مقبولیّت این رسانه برایش بیشتر باشد این اثر پذیری برای او بیشتر خواهد بود. و پر واضح است که در بین همه‌ی مخاطبان این دو رسانه،کودکان به واسطه‌ی همین دلائل،بیشترین اثر پذیری را از برنامه های این رسانه ها خواهند داشت.مرز بین این دو رسانه هم که بواسطه ی پخش شدن عموم فیلمهای سینمایی در تلویزیون ملّی، می‌شود گفت که از بین رفته است و لذا تفاوتی در میزان اثر گذاری بر مخاطب با هم نخواهند داشت بنابراین بردن کلام بر روی برنامه های تلویزیونی و اطلاق آن به تولیدات هر دو رسانه کار ناصحیحی نیست. در بین برنامه های تلویزیونی هم برنامه هایی که مربوط به کودکان هستند خصوصاً انیمیشن ها و کارتونها بیشترین اثر گذاری را دارند که شاهد این مدّعا هم علاقه‌ی زیاد کودکان به این برنامه هاست، به طوریکه اگر تمامی روز را هم کارتون ببینند احساس خستگی نمی کنند، ولی از دیدن برنامه های عروسکی یا عروسک همراه مجری خیلی استقبال نمی کنند.
پر واضح است که در بین شبکه های تلویزیونی، شبکه ی پویا که جذّاب ترین و محبوب ترین شبکه برای کودکان است و بیش از یک سال از عمرش نمی‌گذرد،ساعات طولانی ای از شبانه روز را برای کودکان پر می‌کند، اگر که والدین ممانعتی به عمل نیاورند. مسئله‌ی مورد توجّه اینجاست که آیا مسئولین،تولید کنندگان و تهیه کنندگان برنامه های کودکان، خصوصاً در این شبکه‌ی پر مخاطب به این امر مهم یعنی اثرگذاری تولیدات و محصولات خود بر رفتار کودکان توجّه دارند یا خیر؟ البته که نمی شود این توجه داشتن را نادیده گرفت، چون عمده‌ی تولیدات برای کودکان، با محور رفع یکی از خصایل بد اخلاقی و یا ایجاد یک خصلت نیک رفتاری است و طبیعتاً اگر تولید کنندگان این آثار، اعتقادی به اثرگذاری برنامه های خود نداشتند تولیداتی با این اهداف نمی ساختند و آنچه که از برآیند برنامه های این شبکه بدست می آید نشان می‌دهد که مسئولین این شبکه اهتمام جدّی و درستی نسبت به ساخت تولیدات ایرانی و با محتوای ایرانی دارند. به طوریکه شاید بتوان گفت یکی در میان انیمیشن های ایرانی پخش می کنند که انصافاً این تولیدات رنگ و لعاب خوبی هم دارند و از حیث کیفیت کار، تدریجاً تنه خواهند زد به محصولات خارجی و در شیوه‌ی داستان نویسی هم حرکت روبه جلویی دارند که به نظر می رسد ایجاد چنین شبکه ای این توان را بالاتر هم خواهد برد.
اما به نظر می‌رسد بعضاً از نکات مهمّی غفلت صورت می‌گیرد که این مقاله در صدد تذکّر آنهاست، چرا که عناصر مؤمن و دینداری در سازمان صدا و سیما وجود دارند که مایل نیستند حاصل کارشان بی‌دین شدن و بی‌توجّه شدن مخاطبانشان به مظاهر اسلامی باشد. شاهد این ادّعا بسیار است، ولی لااقل در مورد همین شبکه‌ی پویا اهتمام به ساخت انیمیشن هایی جذّاب با سرودها و آهنگ هایی دلنشین در هنگام اذان و یا انیمیشن هایی با موضوع روزه داری که در ایّام ماه مبارک پخش می‌شد، از دلائل این ادّعاست. لکن آنچه که مایه‌ی نگرانی است تفکیک مذهب و رعایت اصول و فروع مذهبی در برنامه های مذهبی و غیر‌مذهبی است. اینکه در ابتدای این گفتار اشاره به حدیثی گرانقدر از امیر مؤمنان علی علیه السلام شد برای توجه دادن به این مسئله بود که مسئولین و تولیدکنندگان همه‌ی برنامه های تلویزیونی و سینمایی باید بدانند چه تأثیری بر مخاطبین خود می گذارند و نیز باید بدانند چگونه در انتقال مفاهیم دینی به مخاطبین خود می‌توانند اثر گذار باشند؟ مگر نه این است که صدا و سیما یک دانشگاه بزرگ است برای ملّت؟ پس باید اول تعیین شود که هدف از تولیدات چیست؟ و اگر قرار است که هدف اعتلای ایران اسلامی و کمک به پرورش نسلی مؤمن و مفید برای اجتماع باشد چه کارهایی باید کرد و چه کارهایی نباید کرد! و قطعاً پس از هدف گذاری که سالهای پیش توسط حضرت امام (رحمه الله علیه) و مقام معظم رهبری انجام شده بود و به کرّات رهبری عزیز در دیدارهای خود با مسئولین و کارکنان صداو سیما به آن اشاره کرده بودند، قدم بعدی کسب علم است برای انتقال صحیح مفاهیم دینی آنهم به شیوه ای هنرمندانه و جذّاب.
در راستای همین امر مهم باید گفت که تناقض در رفتار افراد خصوصاً در منظر کودکان که در رفتار بزرگترها‌ی خود دقیق هستند و دائم به دنبال الگوگیری از محیط پیرامون خود هستند، بسیار خطرناک است. کودک از طرفی می‌بیند که مثلاً در خانواده‌ی خود به حجاب داشتن تأکید و به رعایت قوانین اسلامی توجه می‌شود و از طرفی می‌بیند که شخصیتهای محبوب و دوست داشتنی او یا مثل کارتون‌های خارجی کاملاً بدون حجاب هستند و یا مثل تولیدات داخلی با حجاب نصفه و نیمه. و آنگاه شنیدن صادقانه‌ی این کلام که من دوست دارم مثل او باشم و چرا باید حجاب داشته باشم امری بسیار به جاست و دور از ذهن نیست!! خواسته یا ناخواسته جذّابیّتی برای بی‌حجابی به او نمایانده‌ایم که با سخنرانی و موعظه و استدلال آوردن دیگر نمی توان جای آنچه را که در نهاد و ذهن کودک شکل گرفته را پرکرد.
قرآن کریم می‌فرماید: وَ اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ‏[1] "جوانان عزیزم که چشم امید من به شماست، با یک دست قرآن را و با دست دیگر، سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر توطئه علیه خود را از آنان سلب نمایید."استاد عزیز شهید مطهری(رحمه الله علیه)در تفسیر این آیه‌ی شریفه می فرمایند"تا آن حدى که مى‏توانید نیرو تهیه کنید،قدرت در سرحدهاى خودتان متمرکز کنید...البته هر زمانى شکل خاصى دارد. قرآن مى‏گوید براى اینکه رعب شما در دل دشمن قرار بگیرد و دشمن خیال تجاوز به ساحت شما را در دماغ خودش راه ندهد نیرو تهیه کنید و نیرومند باشید."[2] و نیز می‌فرمایند:"در اسلام سبق و رمایه مستحب است. سبق مسابقه اسبدوانى است و رمایه تیراندازى کردن است...سبق و رمایه فرزند أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ است. اسلام مى‏گوید شما در تمام زمانها باید حداکثر نیرومندى را داشته باشید. اسبدوانى و تیراندازى از نظر اسلام اصالت ندارد، بلکه شکل اجرایىِ‏ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ است...یعنى اسلام براى سبق و رمایه اصالت قائل نیست، براى نیرومند شدن اصالت قائل است."[3] حال سؤال اینجاست آیا در زمانی که هجمه ی فرهنگی استکبار جهانی و به تعبیر رهبری عزیز ناتوی فرهنگی اسلامیّت کشور ما را هدف قرار داده چه سلاحی باید اتّخاذ کنیم؟ با همان سلاح جنگی و تسلیحات نظامی و با همان افسران آموزش دیده‌ی نظامی که آشنا به ابزار آلات نظامی هستند به جنگ نامرئی فرهنگی برویم؟ ناگفته پیداست که اگر چنین کنیم در این چنین میدان بزرگی شکست خواهیم خورد. رسانه ی ملّی باید افسران زبده‌ای را تربیت کند که هم آشنا به ادوات فرهنگی روز باشند و هم آشنا به اصول و فروع اسلامی و بهتر بگویم آشنا با جان و روح اسلام! در جنگ تحمیلی هشت ساله این جمله‌ی زیبا از امام راحل بود که سرنوشت جنگ خشن کلاسیک را به میدانی برای سبقت در قلّه‌های رفیع عرفانی و خداشناسی تبدیل کرد و دیدیم که ایمان و اعتقاد جوانان رزمنده بود که آنها را پیروز میدان کرد، وگرنه در چنان جنگ نابرابری که تمامی کفر بر علیه تنها کشور شیعی عالم قد علم کرده بود که کاری شدنی نبود! امام در آن زمان به رزمنده‌ها می فرمودند:[4]امروز هم راه پیروزی در همین است و این است سرّ مخالفت کسانی که می گویند کار فرهنگی کردن اولویّت دارد بر برخورد نظامی و انتظامی کردن با بی حجابان و بدحجابان. نمی شود در جایی در عمل از بی حجابی تمجید کرد و یا غالب افراد جامعه را با حجاب حداقلی و ناقص نشان داد و در جایی دیگر با سخنرانی و با زور نیروی انتظامی، مردم را وادار به حجاب داشتن کرد!
 در پایان به چند مصداق از انیمیشن‌ها و برنامه‌های کودکانه که در شبکه‌ی پویا و سایر شبکه های تلویزیونی به کرّات پخش شده اشاره می‌گردد و قضاوت را به عهده شما می‌گذاریم:
کارتون زیبا و جذّاب غزاله
«غزاله دختر بچه‌ای است که به تازگی به سن تکلیف رسیده است. او در کنار خانواده‌اش با آموزه‌های دینی و نکات اخلاقی آشنا می‌شود.» این تعریفی است که در سایت رسمی شبکه پویا در مورد این انیمیشن داده شده است. دخترکی که هر گاه از خانه بیرون می رود و لباس مدرسه می پوشد حتماً مقداری از موهایش را بیرون می گذارد. در این انیمیشن تلاشی برای محبوب جلوه دادن حجاب نمی شود در صورتیکه آموزش احکامی مثل نماز و وضو و رفع نجاسات را درخود جای داده است.
غزاله، دخترکی که تازه به سن تکلیف رسیده است
 
کارتون غزاله
 
 برنامه ی عروسکی خانه ی ما:
شخصیتهای مادر و دختر خانواده پوششی خاص دارند که قابل توجیه نیست! دختر که سنّش در اینجا معلوم نیست در خانه و بیرون خانه چیز نامعلومی را که نه روسری هست و نه کلاه،بر سر دارد و مادرخانواده که کلّاً با کلاه دیده می شود. نکته ی قابل تأسّف این است که این پوشش مادر خانواده در برابر شخصیتی که برادر همسر اوست هم عیناً همین است.
برنامه‌ی عروسکی خانه‌ی ما
اگر حقیقتاً به اثرگذاری برنامه ها توجّه می شد و اهتمام به انتقال مفاهیم دینی در کنار مفاهیم اخلاقی و تربیتی که این برنامه هدف خود را معطوف به آن کرده می شد،طبیعتاً بایستی پوشش مادر خانواده در خارج از خانه(که بعضاً نشان می دهد مادر از بیرون منزل که می آید همین پوشش را دارد)و در برابر برادر همسرش تغییر می کرد و یا به جای عنوان برادر همسر، او را برادر همین مادر می شناساندند که این مشکل هم پدید نیاید.
 
برنامه‌ی عروسکی خانه‌ی ما
انیمیشن افسانه‌ی آرش:
علی رغم آنچه که در تاریخ ایران کهن آمده‌است و تاریخ نویسان بزرگی به آن اشاره کرده‌اند که همواره پوشش زن ایرانی پوشش عفیفانه بوده و دقیقاً آنها حجاب بر سر داشته‌اند و لباسهایی بلند و پوشیده داشته‌اند[5]، ولی در این انیمیشن مادر آرش کمانگیر،پوششی با بلوز و شلوار دارد و دستمال سری که موها‌ی جلوی او و گریبانش را بیرون انداخته است. نکته‌ی قابل تأمّل اینجاست که این داستان افسانه است و سند تاریخی‌ای ندارد اگر هم داشته باشد با توجّه به آنچه که گفته شد در مورد تاریخ حجاب در ایران، بایستی شخصیّت خورشید، مادر آرش را با حجاب نشان می‌دادند اینها علاوه بر این است که هالیوود که برای خود در جهان سیطره‌ی فرهنگی‌ای دارد تاریخ را آنگونه که خود می‌خواهد نمایش می دهد یعنی با توجه به اهداف فرهنگی و سیاسی ای که دارند فیلمسازی می کنند ولی ما تاریخ را آنگونه که آنها می خواهندنشان می دهیم یعنی نه تنها به عقبه‌ی تاریخی‌ای که داستان مورد نظرمان دارد نظری نمی افکنیم که رسالت خود را هم برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف و مؤلّفه های دینی نادیده می گیریم. این بحث شامل حال مورد بعدی هم می‌شود.
 
انیمیشن افسانه‌ی آرش
 
 انیمیشن مشاهیر ایران؛ محمدبن زکریای رازی
در این انیمیشن همسر زکریا در داخل و خارج خانه با پوششی غیر اسلامی ظاهر می‌شود. پوششی که گریبان و موهای سرش را به نمایش می‌گذارد. با توجه به اینکه تاریخ زکریا مربوط به سالهای 251 ه.ق. – 313 ه.ق است و او دانشمندی ایرانی اسلامی است آیا چنین پوششی برای همسرش صحیح است؟ به فرض محال صحیح بودن، آیا نمایش زنی عفیف و با حجاب از زیبایی این انیمیشن می کاهد و نقصی در تاریخ و سرگذشت زکریای رازی پدید می آورد؟
 
همسر «محمدبن زکریای رازی» در انیمیشن مشاهیر ایران
برنامه ی ویژه ی خردسالان! با عنوان «سارا، مربای سیب و رودخانه»:
 این برنامه که به شیوه ای کاملاً متفاوت از برنامه های معمول شبکه‌ی پویا با اجرای یک مجری خانم آغاز شد ،با ذکر این نکته که بالای صفحه ی تلویزیون سمت چپ نوشته شده بود ویژه ی خردسالان!(یعنی گروه سنی زیر 7سال) نکات تعجب برانگیزی داشت و مجری جملات خود را اینگونه آغاز کرد:
« آیا شما داستان پدرِبزرگمون حضرت آدم رو شنیدید؟پدر بزرگم میگه که ایشون با خوردن یک سیب از بهشت بیرون شدند. یکی از دوستام میگه به خاطر خوردن گندم از بهشت بیرون شدند. مادرم میگه ایشون به خاطر خوردن یه میوه از بهشت بیرون شدند.دلیلش هم این بود که ایشون یک قانون رو زیر پا گذاشته بودند!!!!»
بعد هم مجری در برابر دیدگان متعجب کودکان که فکر می کنند یعنی چه که یک پیامبر به خاطر خوردن یک میوه از بهشت بیرون شد،از صحنه خارج می‌شود و انیمیشن سارا و مربای سیب به نمایش در می آید.در قسمت اوّل نشان داده می‌شود که دخترکی به نام سارا در جنگلی در حال رفتن هست و با خودش میگوید آخر چرا من نباید سیب بخورم؟و جملاتی از این دست که بدون اینکه به آنها پاسخی داده شود کودک را به حال خود می‌گذارند که تا روزی دیگر بیاید و در قسمت بعدی این معمّای ممنوع بودن سیب برای دخترک را حل کنند!که مثل بنده و دختر5ساله ام فردا موفّق به دیدن قسمت دومش نشدیم!!
سؤال اساسی و مهم اینجاست که آیا برای امر مهم تربیت کودکان خصوصاً کودکان ما که مسلمان هم هستند و پدر و مادر با امید به اینکه آنها پای رسانه‌ی ملّی جمهوری اسلامی نشسته‌اند ،نباید کارشناسانی دینی که رسانه والزامات آنرا بشناسند حضور داشته باشند؟ آیا اظهار نظر کردن در حوزه‌ی دین که با تمام شئون زندگی بشر سرو کار دارد اینقدر سطحی و دست پایین است که هر کسی به خود اجازه می دهد وارد آن شود بدون کسب تخصصی مربوط؟و آیا تربیت و آموزش کودکان انقدر کم اهمیت است که حاضر نیستیم امر آنرا به اهل خبره بسپاریم؟ما در کشور رفتار متناقضی در عرصه ی فرهنگ داریم. از طرفی کودک را همیار پلیس می کنیم تا از کودکی عمل به قانون در روح و جانش شکل گیرد و از طرفی دیگر در خصوص حوزه‌ی دین بعد از اینکه ذهن کودک را از رفتارهای غیر اسلامی و با مظاهری غیر اسلامی پر کردیم او را وامی گذاریم با یک سری احکام و قوانینی که به صورت موعظه وار و با فرمی غیر هنری به کودکی که دنیایش را هنر و جذابیت های هنری اشباع کرده است و در آخر هم توقّع جامعه‌ای اسلامی با رفتارهایی اسلامی و پایبندی به قوانین سعادت بخش اسلامی داشته باشیم!
  


[1] سوره ی مبارکه انفال آیه 60.
[2] مجموعه آثار شهید مطهرى،ج‏20،ص222.
[3] مجموعه آثار شهید مطهرى،ج‏21،ص162.
[4] فروردین 59/ج12 صفحه 203صحیفه امام.
[5] ویل دورانت میگوید: در زمان داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع جز در تخت روان و روپوش دار از خانه بیرون نمی آمدند... در نقشهایی که از ایران باستان برجای مانده است هیچ صورت زن دیده نمیشود(تاریخ تمدن، ج1، ص552)زنان اشکانی علاوه بر استفاده از شلوار های چین دار و پیراهن های دراپه و بلند در پوشش سر و استفاده از چادر نیز بسیار پیشرفته تر از زنان هخامنشی بودند؛ و کلاه عمامه دار آنان تقریبا بیشتر موهای آن ها را میپوشانید(تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ص191 و192)


بیانات رهبری در آهنگ پیشواز ایرانسل

بسم الله الرحمن الرحیم

به بهانه ی جدید ترین گزیده ی سخنان گهربار رهبری در سایت ایرانسل ،به اصل منبع رجوع کردم و بخش هایی از قبل و بعد این کلام ارزشمند رهبری عزیز را هم آوردم تامورد استفاده ی شما قرار بگیرد؛ قطعه ای که مورد استفاده ی آهنگ پیشواز ایرانسل هست را پررنگتر کردم.برای اینکه راحت تر بتوانید وارد سایت ایرانسل شوید و به فایل این سخنان دسترسی یابید پیشنهاد میکنم ازلینک زیر استفاده کنید.

http://daheye4.blogfa.com/post-104.aspx


"ما باید خود را به سرچشمه‌ى اسلام برسانیم تا زندگى به تمامى شیرین شود. قرآن کریم مى‌فرماید: «الّذین ان مکّناهم فى الارض اقاموا الصّلوة و اتوا الزّکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن‌المنکر»(1). من مى‌خواهم این واجب فراموش شده‌ى اسلام را به یاد شما و ملت ایران بیاورم: امر به معروف و نهى از منکر. همه‌ى آحاد مردم باید وظیفه‌ى امر کردن به کار خوب و نهى کردن از کار بد را براى خود قایل باشند. این، تضمین‌کننده‌ى حیات طیبه در نظام اسلامى خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم. امر به معروف، یک مرحله‌ى گفتن و یک مرحله‌ى عمل دارد. مرحله‌ى عمل، یعنى اقدام با دست و با زور. این مرحله، امروز به عهده‌ى حکومت است و باید با اجازه‌ى حکومت انجام بگیرد ولاغیر. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه باید آن را بدون ملاحظه انجام بدهند.

روزى بود که اگر کسى کار خلافى مرتکب مى‌شد و دیگرى به او اعتراض مى‌کرد، نظام حاکم آن اعتراض را مى‌کوبید. ما دیده بودیم که اگر گناهى انجام مى‌گرفت، گناهکار تشویق مى‌گردید؛ اما معترضِ به گناه کوبیده مى‌شد! امروز، به عکس است. امروز، نه این‌که گناه در جامعه نیست؛ هست. زمان حکومت امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) هم در جامعه گناه بود؛ اما مهم این است که نظام و تشکیلات حاکم بر جامعه - آن کسانى که اداره و مدیریت کشور را بر عهده دارند - میل به طرف صلاح دارند و با گناه و تخلف مخالفند.

گفتن گناه به گناهکار با زبان خوش و با لحن مناسب و در جایى هم با زبان تند - در مواردى که مفسده‌یى به وجود نیاید - گناه را در جامعه کم خواهد کرد و به ضعف و انزوا خواهد انداخت. چرا ما از این موضوع غافلیم؟ همه‌ى آحاد مردم، در محیط کسب و خانه و جمع دوستان و در محیط درس و دانشگاه و کلاً در هر جایى که هستند، اگر خلافى را دیدند، به خلافکار بگویند: این، از نظر اسلام خلاف است؛ چرا انجام مى‌دهى؟ گفتن همین یک کلمه مؤثر است. اگر زبانهاى گوناگون و نفَسهاى مختلف گناه را تذکر بدهند، گناهکار به طور غالب از گناه و تخلف دست خواهد کشید؛ چه این تخلف، تخلف شرعى و چه تخلف از قوانین باشد."19/10/68


علت این سهل اتگاری چیست؟

با چشمان گناه آلوده ام آقا!

یقین دارم تو را هرگز نمیبینم...

نمی دانم چرا بی توجهی می شود و در فضای پارسی بلاگ که تحت مدیریت یک گروه مسلمان ایرانی است هم ما شاهد انتشار تصاویر مستهجن و خلاف عفت عمومی هستیم.فقط کافی بود که در کنار قوانین مختلف این سرویس که تخطی از آنها منجر به مسدود شدن وبلاگ کاربران میشود قانون منع تصاویر ضد اخلاقی هم قرار داده میشد. و البته این وظیفه ایست که متوجه مدیران سرویس پارسی بلاگ است و گرنه آنچه که بر عهده ی کاربران است این است که خود مانع نشر این تصاویر شوند.بسیار مایه ی تعجب و تأسف است که کاربران مذهبی هم با چنین لینکهایی ارتباط دارند و خود وظیفه ی نشر تصاویر آنها را بر عهده گرفته اند!!علت این سهل اتگاری چیست؟


آیا احمدی نژاد هم مصداق هشدار رهبری درباره «انتخابات آزاد» است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز در سالروز قیام مردم قم رهبر معظم انقلاب بیانات مهمی در خصوص انتخابات آینده داشتند که همه ی علاقه مندان به مسائل کشور و بویژه پیگیری کنندگان فرمایشات معظم له حتما از طریق اخبار بخشهایی از آنرا شنیده اند. ولی از آنجا که صداو سیما در اطلاع رسانی وقایع مختلف کشور بعضا با کج سلیقگی هایی به سانسور اظهار نظرات افراد مختلف از طیفهای سیاسی کشور مبادرت می نماید برای عموم مردم مخاطب بعضی فرمایشات حضرت آقا معلوم نمیشود.و به نظر می رسد این بی اطلاعی موجبات افتادن برخی از مردم در فتنه های از پیش طراحی شده ی دشمنان ملت گردد. از طرف دیگر با بی انصافی ها و غرض ورزی های عده ای دیگر در فضای رسانه ای پالس هایی غلط به مردمی که کنجکاو شناسایی مخاطبین فرمایشات اخیر حضرت آقا هستند می رسد.اما الحمدلله هستند کسانی که با دقت نظر خود غبار دروغ پراکنی و شایعه سازی را از فضای رسانه ای کشور می زدایند.از جمله ی این افراد مدیر وبلاگ دهه ی چهارم است که شما را به دیدن یادداشت اخیرایشان در خصوص مطلب یاد شده دعوت می کنم.

و العاقبة للمتقین

آیا احمدی نژاد هم مصداق هشدار رهبری درباره «انتخابات آزاد» است؟

مقام معظم رهبری در سالروز قیام 19 دی در دیدار با مردم قم فرمودند:

«این را از حالا همه بدانند: آن کسانى که ممکن است از سر دلسوزى، راجع به انتخابات یک توصیه‌هاى عمومى بکنند که آقا انتخابات اینجورى باشد، آنجورى نباشد، حواسشان باشد به این مقصود دشمن کمک نکنند؛ مردم را از انتخابات مأیوس نکنند، هى نگویند انتخابات باید آزاد باشد. خب، معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد. ما از اول انقلاب تا حالا سى و چند تا انتخابات داشته‌ایم؛ کدامش آزاد نبوده است؟ در کدام کشور دیگر، انتخابات از آنچه که در ایران میگذرد، آزادتر است؟ کجا صلاحیتها ملاحظه نمیشود، که اینجا روى این مسائل هى تکیه بکنند، هى تکیه بکنند، هى بگویند، هى تکرار کنند و یواش یواش این ذهنیت را به خیال خودشان در مردم به وجود بیاورند که خب، این انتخابات فایده‌اى ندارد؟ این یکى از خواسته‌هاى دشمن است.»(دیدار با مردم قم-19/10/91)

عده ای با تحریف مرجع ضمیر این بیانات سعی دارند با بی تقوایی کامل و البته ناشی گری احمدی نژاد را هم به جمع افرادی مانند خاتمی و موسوی خوئینی ها و هاشمی رفسنجانی اضافه کنند.

حدود دو هفته پیش باهنر بود که این موضوع را درباره احمدی نژاد مطرح کرد:

«اخیرا در صحبت‌های رئیس‌جمهور چنین نکاتی مبنی بر اینکه این چه حقی است که افراد بر رای مردم اثر می‌گذارند دیده می‌شود افزود: اگر منظور وی انتقاد به نظارت استصوابی باشد ما در این مسئله از اول انقلاب با توده‌ای‌ها و نهضت آزادی‌ها مشکل‌ داشتیم اما بالاخره صلاحیت افراد را باید عده‌ای تشخیص دهند. ...  احمدی نژاد باید دقت کند که حلقه بسته‌ای بین حرف‌های او، فتنه‌گران و خارجی‌ها درباره انتخابات آزاد صورت نگیرد چرا که از اصلاح‌طلبان و سرانه فتنه توقعی نیست اما رئیس‌جمهور باید دقت کند که در انتخابات یازدهم این مباحث مطرح نشود.» (خبرآنلاین-7/10/91)

بعد از سخنان 19 دی مقام معظم رهبری هم خبرگزاری مهر تیتر « طرح انتخابات آزاد توسط هاشمی و احمدی نژاد و خوئینی ها/هاشمی و احمدی نژاد خودشان را زیر سوال بردند» را برای مصاحبه اش با ابراهیمی، عضو جامعه روحانیت مبارز، انتخاب کرد و از زبان او نوشت:

« اخیرا اظهاراتی از سوی رئیس جمهور، آقای هاشمی و موسوی خوئینی ها در این خصوص زده شده که هریک از سه طیف و جریان متفاوت هستند ؛ بنابراین هم صدائی این افراد با بیگانگان نشان دهنده این است که سناریوی جدیدی برای نظام در آستانه انتخابات چیده شده است که اگر نتیجه انتخابات مخالف نظر عده ای شد فتنه ای همچون فتنه 88 راه بیافتد.»(خبرگزاری مهر-20/10/91)

و سپس سایت الف هم مطلبی زد با تیتر «احمدی‌نژاد،خوئینی‌ها،خاتمی،‌‌هاشمی ‌‌و... مخاطب سخنان رهبری» و استنادش هم به جمله ای از احمدی نژاد در 15/9/91 است. همان سخنرانی که باهنر هم به آن استناد کرده بود.

بررسی کامل سخنان احمدی نژاد نشان می دهد منظور او از انتخابات آزاد کاملا متفاوت است با آنچه مد نظر خاتمی و هاشمی می باشد:

«اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت‌های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده‌ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است. کسی زمانی استاندار، وزیر و وکیل بوده است، در دوره‌ای که بوده از حقوقش استفاده کرده و مسئولیت‌هایش را هم پاسخ داده است. حالا ما انتخاب رئیس جمهور را که بالاترین رکن جمهوری و مردم سالاری است، منوط به این کنیم که عدة دیگری قبلاً تأیید کنند؛ سیاسی بودنش را عده‌ای و دیندار بودنش را عدة دیگری! یعنی اگر کسی بخواهد رئیس جمهور بشود، باید کاغذی دستش بگیرد و دنبال آدم‌ها راه بیفتد! آیا در قانون اساسی، رئیس جمهور این است؟»(اولین همایش قوه‌ مجریه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران-15/9/91)

در حقیقت ادامه سخنان احمدی نژاد که توسط سایت الف و نیز باهنر حذف شده است تا بتوانند آسمان را به ریسمان ببافند، نشان می دهد منظور او نه نظارت استصوابی بوده است، و نه انتخابات آینده آنچنان که هاشمی می گوید، بلکه منظور او طرح اصلاح قانون انتخابات بوده که آن روزها در صحن مجلس در دست بررسی بود که البته نهایتاً هم تصویب نشد. حالا یک بار دیگر حرفهای باهنر را بخوانید تا باطن آنچه به اسم تحلیل ارائه می دهد بیشتر مشخص شود.

مقایسه کنید سخنان بالا را با آنچه هاشمی می گوید:

«اولین قدم در بازگشت تعادل به جامعه برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و قانونی است. با تحقق این امر، همه نیروهای سیاسی فعال و مردم به نتیجه بیرون آمده از صندوق‌ها تمکین کرده و با همکاری و یاری‌رسانی به دولت، مشکلات و معضلات کشور به یاری خداوند برطرف خواهد شد.»( هاشمی رفسنجانی-4/10/91)

انصاف و تقوا به مسلخ رفته است که بعضی سیاسیون ما به خود اجازه می دهند برای توجیه تئوریهای خودساخته اشان، آن سخنان احمدی نژاد را با این سخنان هاشمی یک جا قرار دهند.

پایان بخش این مطلب را یک اظهارنظر دیگر رئیس جمهور در این باب قرار می دهم:

«درست از صبح روزی که ملت ایران آزاد شد، دولت امریکا در برابر ملت ما و دولت برآمده از رأی ملت ایران تا به امروز ایستاده است. واقعاً چرا این‌طور است؟ واقعاً دولت امریکا طرفدار چه کسی در ایران است؟ 32 سال ، 32 انتخاب آزاد در ایران برگزار شد. »(مصاحبه با مدیران رسانه‌های جمعی امریکا-1/7/90)


آیا راهی بهتر از رسانه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد برای تحریف

 

"بسم رب الشهداء و الصدیقین"

آیا برای نزدیک کردن شهدا به نسل جوان باید آنها را به پایین کشید یا سطح فکر و آرمانهای جوانان را باید بالا برد؟

چندسالی  است که میدیدم فیلمهایی که برای دفاع مقدس ساخته می شود بسیار با آنچه در گذشته در این ژانر ساخته میشد متفاوت است. و بدتر اینکه با آنچه که از زندگی نامه های شهدا خوانده می شد تفاوت چشمگیری داشت. ازجمله عصبی بودن ،ژولیده بودن ، مشاهده نکردن هیچ اثری از معنویت و آرمانها که در آثاری مثل کودک و فرشته، روز سوم ، دوئل به خوبی دیده میشود. به خوبی معلوم بود که دست اندر کاران کنونی مجموعه های دفاع مقدسی یا فیلم هایی که در این بخش ساخته می شوند بسیار از نظر فکری با سازندگان دیروز فیلمهای جنگی تفاوت دارند و با کسانی که زمانی از زندگی خود را در جبهه ها و در کنار رزمنده ها سپری کرده بودند. ولی این پندار با مصاحبه یکی از بازیگران فیلم کودک و فرشته بسیار رنگ واقعیت به خود گرفت . مصاحبه آقای افشین هاشمی بازیگر نقش سید صالح در فیلم مدکور که در مستندی به نام "به خدا تعظیم می کنم" که در روز دوشنبه 27/9/91 از شبکه قرآن و معارف سیما پخش شد.وی در بخشی از این فیلم به تجربه ی آشنایی خود با مقوله ی جنگ اشاره می کند که در سال 1374 و در پی تحصیل در دانشکده نفت آبادان صورت گرفته بود و بعد با صداقتی ستودنی ادامه داد که از وقتی که آثار گلوله ها و خرابی های زمان جنگ را در شهر دیدم بیشتر به مقوله جنگ فکر کردم!!! او که اشاره ای به آشنایی خود با مردان و زنان جنگ نکرد چه بواسطه دیدار آنها و چه بواسطه مطالعه ی خاطرات جنگ و شهداو رزمندگان به راحتی به خود اجازه داد که در این مورد صحبت کند و چنین بگوید که آنها که مثل سید صالح در جنگ شرکت می کردند در لحظه ی نبرد به هیچ چیزی جز نبرد با دشمن فکر نمی کردند.آنها در بحبوحه ی جنگ فقط به نابود کردن دشمن و پیروزی فکر می کردند نه به بهشت و معامله ی خود با خدا!!! آنها افرادی عادی بودند که شاید تا قبل از جنگ با بیل سر زمین خود کشاورزی مکی کردند و با شروع جنگ با تمام وجود به بیرون کردن دشمن اقدام کردند ولی آنها در آن لحظات نه به قهرمانی فکر می کردند و نه به بهشت و معامله ی با خدا . این ما هستیم که الآن که به کارهای آنها نگاه می کنیم به آنها عنوان قهرمانی میدهیم. ما باید شهدا را همانگونه که بودند به نسل جوان معرفی کنیم نه اینکه آنها را در هاله ای از قداست و معنویت قرار دهیم که دست نیافتنی شوند!!!درست مثل پیامبر که یک چوپان بود(حتما مقصودشان این بود که مثل سایر مردم زندگی می کرد). البته اینها مضمون حرفهایی است که توسط ایشان زده شد و به کمک آنتن شبکه قرآن به همه کشور فرستاده شد.

حال سوال از مسئولین شبکه ی قران  و بلکه همه ی متولیان فرهنگی کشور این است که آیا راهی بهتر از رسانه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد برای تحریف تاریخ جنگ؟؟؟ آیا قرار است کسانی که جنگ هشت ساله را با ذهنیات و تخیلات خود که حتما آمیخته است با اعتقادات آنها و آثار جنگی هالیودی ، تاریخ جنگ ایران را بنوسیند و به خورد نسل امروز و فردا بدهند؟

حقیقتا چند نفر از سازنده های فیلم های دفاع مقدس و بازیگران آنها وصیت نامه های شهدا ی جنگ را خوانده اند؟زندگینامه های آنها را خوانده اند ؟ از نزدیک با همرزمان و خانواده های آنها دیدار داشته اند؟چقدر از آرمانها و آرزوهای آنها مطلع هستند؟

آیا باید برای نزدیک کردن شهدا به نسل جوان ، بایدشهدا را از آرمانهای متعالی خود به پایین کشید یا سطح معارف و آرمانهای جوانان را تعالی بخشید؟

البته سخن از آرمانها و معنویت شهدا ورزمنده های دفاعه مقدس به معنای معصوم خواندن و بی اشتباه و خطا دانستن آنها نیست. بلکه حرف این است که آنها انسانهایی بودند که سعی داشتن در راه آرمانهای متعالی ای که پیر و مراد راه رفته ی آنها به ایشان نمایانده بود حرکت کنند . آنها به معنای واقعی مسلمانای بودند که سعی داشتند هرآنچه را که یاد می گرفتند عمل کنند و طبق گفته ی آنهایی که از نزدیک با آنان آشنا بودند بهترین آنها مدال شهادت را بر سینه ی خود یافتند.و شهادت به کسی نمی رسید مگر انکه زمانی را در عطش شهادت سوخته بود!

آنها خود را مورد خطاب این آیه ی شریفه می دیند که "قل إن کنتم تحبون الله فأتّبعونی إن کنتم صادقین" آنها یاران پولادین روح الله بودند که راه و رسم او را در پیش گرفته بودند و او راه و رسم ائمه ی معصومین سلام الله علیهم اجمعین و پیامبر اکرم صلوات الله علیه  وآله را .قطعا اگر امروز تالی تلوان ایشان را از همه کمالات و فضایلی که داشتند پایین بکشیم راه برای نعوذ بالله غیر  معصوم خواندن اولیای دین و یا غیر قابل الگو بودن آنها را فراهم کرده ایم . در حایکه خود خداوند می فرماید"لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة".

والعاقبة للمتقین

این متنی بود که بعد از پخش اون مصاحبه نوشتم تا توی صفحه ی گوگل پلاسم بذارم ولی موفق نشدم .از اون جایی که هنوز قابل استفاده است با همون حال و هوا اینجا قرارش دادم.