سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

جایگاه واقعه ی غدیر در علوم اسلامی

  این حدیث شریف از جهات مختلف در اعماق علوم و کتب اسلامی نفوذ کرده به گونه ای که راه انکار آن بسته شده است .اینک به نمونه هایی از آنها اشاره می شود  :

  الف) این حادثه ی عظیم ریشه قرآنی دارد که هیچ مفسری نمی تواند آنرا نادیده بگیرد زبرا آیه ی مبارکه " یا ایها الرسول بلّغ ما أنزل إلیک من ربّک ..." در همین مورد نازل شده است.

  ب) این حادثه جنبه حدیثی دارد و در کتب احادیث شیعه و اهل سنت به حدّ تواتر ثابت شده و آمده است. گرچه متأسفانه برخی از هوی و هوسها و تعصبات زشت سبب شده که حدیث غدیر با این        عظمت در دو کتاب مهم اهل سنت ؛ صحیح بخاری و صحیح مسلم آورده نشود.

  ج) این حادثه ی مهم جنبه ی تاریخی دارد و کمتر مورخی است که بتواند آنرا نادیده بگیرد و در کتب تارخی شیعه و اهل سنت به طور مفصل آمده است.

  د) این حادثه به جهت الفاظ غدیر و خمّ و مولی در کتاب های لغت نیز وارد شده است مثلا " ابن درید "متوفی 321 در جمهره گوید : غدیر خم معروف است و آن جایگاهی که پیامبر بر خواست و در     فضل علی ابن ابی طالب خطبه خواند. اما متأسفانه دست خیانتکار طبع در این کتاب ، این جملات را اکنون از این کتاب حذف کرده است." ابن اثیر "و "حموی" در معجم البلدان ماده ی خمّ و " زبیدی" در تاج       العروس و دیگران در کتاب های لغت خویش به آن اشاره کرده اند.

  ه) این حادثه به جهت ارتباط با بحث امامت ، در کتاب های کلامی و عقیدتی شیعه و اهل سنت مکرراً آمده و مورد تحلیل قرار گرفته است.

  و) شعرای بزرگی این حادثه را از ابتدا تا کنون به نظم کشیده اند و کتابهای اشعار از یاد و تمجید این حادثه مملوّ است و اولین آنها شاعر پیامبر " حسّان بن ثابت " است که از پیامبر صلوات الله علیه    و آله اجازه خواست و این حادثه را به شعر در آورد:

   ینادیهم یوم الغدیر نبیّهم                 بخمّ و اسمع بالرسول منادیا

   فقال : فمن مولاکم و نبیکم             فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا

   الهک مولانا و انت نبینا                   و لم تلق منبا فی الولایة عاصیا

   فقال له: قم یا علی فانّنی         رضیتک بعدی اماماً و هادیاً

   فمن کنت مولاه فهذا ولیّه               فکونوا له اتباع صدق موالیا

   هناک دعا اللهم وال ولیّه                وکن للذی عادا علیّاً معادیا

   (کتاب شریف الغدیر ج1 ص 159 به بعد)

 

 

 


غدیر و آنچه پیامبر بر زبان جاری ساخت(3)

به خاطر کمی متقین و زیادی منافقین از جبرئیل خواستم مرا معاف کند از این ابلاغ!!

"... سألت جبرئیل أن یستعفی لی عن تبلیغ ذلک إلیکم إیّها الناس، لعلمی بقلّة المتّقین و کثرة المنافقین و إدغال الآثمین و ختل المستهزئین بالاسلام الّذین وصفهم الله فی کتابه بأنّهم" یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم و یحسبونه هیِّناً و هو عند الله عظیم "و کثرة أذاهم لی فی غیر مرَّةٍ حتی سمّونی أُذناً و زعموا أنّی کذلک لکثرة ملازمته إیّای و إقبالی علیه حتی أنزل الله عزّو جلّ فی ذلک قرآناً و "منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو أذن قل أذن علی الذین یزعمون أنّه أذن خیر لکم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین " و لو شئت أن أسَمّی َ بأسمائهم لسمّیت ُ و أن أومی إلیهم بأعیانهم لأومأتُ و أن أدلُّ علیهم لدللتُ و لکنّی و الله فی أمورهم قد تکرّمت ُ و کلّ ذلک لا یرضی الله منّی إلاّ أن أبلّغ ما آنزل الیّ ثمّ تلا (صلوات الله علیه و آله ) " یا آیها الرسول بلّغ ما أنزل إلیک من ربک فی علیّ و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس"

***

یعنی" من در ابتدا از جبرئیل خواستم مرا از ابلاغ این مطلب به شما معذور بدارد زیرا به این نکته واقف بودم که تعداد اهل نفاق و دغل و دورویی بر پرهیزگاران امّتم غالبند، و مسخره کنندگان اسلام را می شناختم .همانها که در کتاب خدا اینگونه وصف شده اند که : "چیزی با دهانهانهایشان می گویند که در دلهایشان نیست و آن را سخنی کوچک و آسان می پندارند و حال آنکه در نزد خداوند ، بزرگ و عظیم است". و شدت آزارم را بدان جا رساندند که مرا اُذُن(سراپاگوش) خواندند و دلیل این نام گذاری این بود که می پنداشتند من شنوای هر سخنی می باشم تا اینکه خداوند این آیه را نازل فرمود که " و از آنان کسانی اند که پیامبر را می آزارند و می گویند او سراپا گوش است .بگو او گوشی نیکوست برای شما یعنی برای کسانی که می پنداشتند او اذن است ،او به خدا و مومنان ایمان دارد (توبه 61)."

من منافقین را می شناسم!!

و اگر بخواهم می توانم نام یکایک آنان را بشمارم و خصوصیات کامل و تفصیل امورشان را ذکر بکنم ولی به خدا فسم که این کار نه شایسته ی حال من است و نه مورد پسند خداوند است که جز آنچه وحی شده ام را نگویم . سپس این ایه را خواند "ای پیامبر آنچه را از سوی پروردگارت به تو فرود آمده درباره علی ابن ابی طالب برسان و اگر این کار را نکنی پیام او را نرسانده ای و خدا تو را از فتنه و گزند مردم نگاه می دارد."


شیعه فقیر نیست!

گفت: فقیرم.

گفتند: نیستی.

گفت: فقیرم! باور کنید.

گفتند: نه! نیستی.

گفت: شما از حال و روزک خبر ندارید.

و حال و روزش را تعریف کرد . گفت که چقدر دستهایش خالی است  و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.

گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.

گفتند : اگر صد دینار به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد(صلوات الله علیه و آله)؟

گفت: نه ! به خدا قسم نه.

-" هزار دینار"؟

- نه ! به خدا قسم نه.

- دهها هزار دینار؟

- نه ! باز دوستتان خواهم داشت.

- گفتند: چطور می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف نمی فروشی؟

" چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی توست؟"

( ترجمه آزاد از کتاب امالی ، ج 7،ص 147/ فاطمه شهیدی)


بیعت با علی فقط یک مصافحه نیست!

فقط همین نبود که میان بیابان بایستد ، رفتگان را بخواند که برگردند و صبر کند تا ماندگان برسند. فقط همین نبود که منبری از جهاز شتران بسازد و بالایش رود صدایش کند و دستش را بالا بگیرد . فقط گفتن جمله ی کوتاه " علی مولاست نبود". کار اصلاً اینقدر ها ساده نبود. فصل اتمام نعمت ، فصل بلوغ رسالت . فصل سختی بود!

بیعت با علی مصافحه ای ساده نبود؛ مصافحه با همه ی رنج هایی بود که برای ایستادن پشت سر این واژه ی سه حرفی باید کشید. ایستادن پشت سر واژه ای سه حرفی که در حق، سخت گیر بود! این روزها ولی همه چیز آسان شده است . این روزها " علی مولاست"، تکه کلامی معمولی و راحت است!!

اگر راحت می شود به همه ی تیرک های توی بزرگ راه تراکت سال امیرالمؤمنین زد و روی تابلوهای تبلیغاتی با انواع خط ها نوشت " علی"، اگر خیلی راحت و زیاد و پشت سر هم می شود این کلمه را تکرار کرد و تکرار ولی هنوز در کوچه کوچه های شهرمان فقیر و بی نوایی هست، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم .

اگر می گوییم علی ولی هنوز مظلومان زیادی در جهان هستند و ما خواب آسوده به چشممان می آید و چه بسیار اوقات که نمازهایمان هم قضا می شود، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم!

اگر می خوانیم علی ولی هنوز عادلانه حکومت نکرده ایم و عده ای شکم گنده و فربه را سیر تر کرده و گرسنگان را گرسنه تر کرده ایم ، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم.

اگر می نویسیم علی، ولی ولیّ خدا را در غیبت نگه داشته ایم ، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم.

اگر ذکر مدام لبمان علی است ولی از شنیدن ناممان لزره بر اندام دشمن خدا نمی افتد بلکه با او عکس یادگاری می گیریم و لبخند می زنیم تا مشکلات اقتصادی مردممان را حل کنیم ، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم.

اگر خود را شیعه ی علی می دانیم ولی هوس جهاد با مستکبرین و گردنکشان عالم را نداریم و مجاهدین خدا را تندرو می نامیم ، حتماً جایی از راه را اشتباه آمده ایم.

شاید فقط با اسم یا خط بی جان مصافحه کرده ایم  و گرنه با او؟!...کارحتماً سخت بود ، صبوری بی پایان بر حق ، تاب آوردن عتاب هایش حتماً سخت بود.

آن مرد ناشناس که دیروز کوزه ی آب زنی را آورد ، صورتش را روی آتش تنور گرفته و می گفت" بچش! این عذاب کسی است که از حال بیوه زنان و یتیمان غافل شده است". آن " مرد ناشناس" سر بر دیوار نیمه خرابی در دل شب دارد می گرید:" آه از این توشه ی کم ، آه از راه دراز" و ما بی آنکه بشناسیمش همین نزدیکی ها جایی نشسته ایم و تمرین می کنیم که با نامش شعر بگوییم ، خط بنویسیم ،آواز بخوانیم و حتّی دم بگیریم و از خود بیخود شویم.عجیب است ان مرد هنوز هم " ناشناس" است!!

خوب است برگردیم و به پشت سرمان نگاه کنیم و ببینیم آیا جا پای علی گذاشته ایم و یا ردّ پای پشت سرمان دوتاست با فرسنگ ها فاصله از هم؛ یکی مال علی و دیگری مال ...

(برگرفته از کتاب خدا خانه دارد/فاطمه شهیدی.عبارات پررنگ از ایشان است و عبارات ساده از بنده)


غدیر و آنچه پیامبر بر زبان جاری ساخت!(2)

پیامبر اکرم بعد از ابلاغ دستور الهی و ذکر آیه ی شریفه ی "بلّغ ما أنزل إلیک..." فرمودند :" معاشر النّاس! ما قصَّرتُ فی تبلیغ ما أنزل الله تعالی إلیَّ و أنا مبین لکم سبب نزول هذه الآیة إنَّ جبرئیل هبط إلیَّ مراراً ثلاثاًیأمرُنی عن السّلام ربّی و هو السّلام ،أن أقوم فی هذا المشهد فأُعلمَ کلَّ أبیض و أسود أنَّ علیَّ بن أبی طالب أخی و وصیِّی و خلیفتی و الامام من بعدی الّذی محلّه منّی حلّ هارون من موسی ألّا أنّه لا نبیَّ من بعدی و هو ولیُّکم من بعد الله و رسوله و قد أنزل الله تبارک و تعالی علیَّ بذلک آیةً من کتابه "إنّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الّذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون "وعلیُّ بن أبی طالب أقام الصّلوة و آتی الزّکاة و هو راکعیرید الله عزّو جلّ فی کلِّ حال "(بحار النوار ج 37)

***

یعنی:" ای گروه مردم! شاهد باشید که من در رساندن فرمان خداوند هیچ کوتاهی نکردم . بدانید که جبرئیل در این سفر سه مرتبه از جانب خداوند برمن نازل شده و پس از ابلاغ سلام الهی مرا مأمور کرده است که در مقابل همگان سفارش او را ابلاغ نموده و بگویم  :علی بن ابی طالب برادر و وصی و خلیفه و امام بعد از من است و او در نزد من همان جایگاه هارون در نزد موسی را دارد جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود و او پس از خدا و رسول ، ولیّ و سرپرست شماست و خداوند متعال در این خصوص آیه ای بدین مضمون بر من نازل فرموده:" که همانا دوست و سرپرست شما خداست و پیامبرش و کسانی که ایمان آورده اند ؛ آنان که نماز بر پا دارند و در حالیکه در رکوعند زکات می دهند (مائده آیه 55) و علی بن ابی طالب همان کسی است که نماز به پا داشته و زکات پرداخته در حال رکوع و او پیوسته و در همه حال متوجه خداوند بوده و در تمام امور او را در نظر می گیرد."


غدیر و آنچه پیامبر بر زبان جاری ساخت!(1)

"اللهُ الّذی لا یؤمن مکره و لا یخاف جوره و أُقرُّ له علی نفسی بالعبودیّة و أشهد له بالرّبوبیة و أؤدّی ما أوحی الیَّ حذراً من أن لا أفعل فتحلُّ بی منه قارعةٌ لا یدفعها عنّی أحد و إن عظمت حیلته لا اله الّا هو لأنّه قد أعلمنی أنّی إن لم أُبلّغ ما أنزل إلیَّ فما بلّغت رسالتَه و قد ضمن لی تبارک و تعالی العصمة و هو الله الکافی الکریم فأوحی إلیَّ " بسم الله الرّحمن الرّحیم یا أیها الرّسول بلّغ ما أُنزل إلیک من ربّک فی علیٍّیعنی فی الخلافة لعلیِ بن أبی طالب و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس!!"

"الله همان خدایی است که از نیرنگش ایمنی نیست و در نهایت عدالت و دادگستری است. معترف به بندگی او می باشم و به خداییش شهادت می دهم و هر آنچه وحی شده است را می رسانم تا مبادا مشمول قهر و عذاب و غضب او شوم که در این صورت هیچ کس نتواند جلوی اراده او را بگیرد . هیچ معبودی جز او نیست . هم او مرا آگاه فرموده که در صورت عدم ابلاغ دستورات او مأموریتم ناتمام و ابتر بماند و نیز خداوند متعال متعهّد شده مرا در این تبلیغ محافظت فرماید زیرا خداوند کفایت کننده ای کریم است. از جانب خداوند به من وحی رسیده است که " بسم الله الرّحمن الرّحیم یا أیها الرّسول بلّغ ما أُنزل إلیک من ربّک فی علیٍّ یعنی فی الخلافة لعلیِ بن أبی طالب و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من الناس!!"(بحارالانوار ج 37)



ولایت علی بن ابی طالب سلم است!

"یا ایها الذین آمنوا اُدخلوا فی السّلم کآفةً و لا تتّبعوا خطوات الشیطان انبه لکم عدوٌّ مبین"بقره آیه 208

در روایتی از امام صادق علیه السلام، "سلم" به ولایت و امامت علی علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام تعبیر شده است ؛ چرا که این ولایت می تواند اصلی ترین محور اتحاد امت اسلامی باشد و اگر همه ی مسلمانان پس از پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این دژ مستحکم داخل می شدند ، دشمنان اسلام نمی توانستند فجایع بیشماری را در سرزمین های اسلامی بوجود بیاورند.(تفسیر اطیب البیان ج2 ص 388)

... غدیر بود ؛ رفتیم پیشانی اباذر را ببوسیم و بگوییم :" برادر ! عیدت مبارک" پیشانیش در آفتاب ربذه سوخته بود!!

به "ابن سکّیت گفتیم"علی" . هیچ نگفت، نگاهمان کرد و گریست.زبانش را بریده بودند!!

خواستیم دستهای میثم را بگیریم و بگوییم " سپاس خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیر المؤمنین قرار داد" دست هایش را قطع کرده بودند!!

گفتیم" یک سیدی بیابیم و عیدی بگیریم " سیدی ، کسی از بنی هاشم. جسد هایشان درز لای دیوارها شده بود و چاه ها از حضور پیکر های بی سرشان پر شده بود ! زندانی ِ دخمه های تاریک بودند و غل های گران بر پا، در کنج زندان ها نماز می خواندند...( بر گرفته از کتاب خدا خانه دارد/فاطمه شهیدی)