سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

روح الله خوانی (6)خدمت کنید به پابرهنه ها!

بسم الله الرحمن الرحیم

  همه ما در مقابل اسلام مسئولیم. این اسلامى که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الان ما مسوول او هستیم، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم. یک روزى بود که ما بعضى‏مان عذر داشتیم یا همه‏مان، که نمى‏گذارند که ما عمل کنیم به اسلام. در رژیم سابق، خوب، خیلى‏ها مى‏گفتند که از ما نمى‏آید، اگر مى‏آمد، مى‏کردیم. امروز اینطور نیست، امروز دست همه باز است. 

... همه ما مسوول هستیم کلکم راع و کلکم مسوول وقتى همه ما مسوول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم، باید فکر این کشور باشیم، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده‏اند و قدمشان روى چشم، باشیم. نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد. خیر، این از ضعف نفس انسان است، از تنگى چشم و قلب انسان است که خیال میکند این یک چیزى است. این یک چیز اعتبارى است که امروز دادند فردا هم تمام مى‏گیرندش مى‏رود سراغ کارش. شما براى این ملتى که در این چند سال آنقدر در طول تاریخ زحمت دیده هیچ، به مرئى و منظر ما اینهمه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روى کار آورده است، شما براى این ملت باید کار بکنید. 

... شما باید براى این پابرهنه‏ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را به حساب نمى‏آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضى نگاه مى‏داشتند و به اصطلاح کدخدا را مى‏دیدند و ده را مى‏چاپیدند، شما باید توجهتان به این توده‏هاى مستضعفى که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه‏ها مشغول فداکارى هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکارى هستند و مستضعفند، آن بالاها اینها را ضعیف شمارند و مى‏شمردند و اینها به حساب نمى‏آمدند و در رژیم سابق براى اینها کارى نشده بود، براى اینها کار کنید. قانع نشوید به اینکه بعضى جاها کار شده است، مى‏دانم شده است، خیلى هم شده است اما نباید قانع شد، باید همه دست به دست هم بدهید که انشاء الله براى اینها یک زندگى مرفهى، یک وضع صحیحى پیش بیاید، درست بشود.

... این ملت حق دارد، شما، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، شما باید خدمت کنید به این مردم. شما، ما، همه باید خدمتگزار اینها باشیم و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم، اینها بندگان خدا هستند. خداى تبارک و تعالى علاقه دارد به این بندگان و ما مسوولیم باید خدمت بکنیم. و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیه‏اى که دارید، آقاى رجائى به حسب آن روحیه‏اى که دارند، این مقام ایشان را بازى ندهد، شما سوار مقام بشو مقام سوار شما نشود. این دو تا مثل راکب و مرکوبند. اگر انسان روحیه‏اش طورى باشد که سوار بشود بر هر مقامى که براى او پیش مى‏آید و مهار کند او را، این به سعادت نزدیک مى‏شود. و اگر ورحیه ضعیف باشد و وقتى که به یک مقامى رسید او سوار آدم بشود، او هر جا دلش بخواهد انسان را مى‏برد تا به هلاکت مى‏رساند.

صحیفه نور ج 15 ص 81

 

 


روح الله خوانی (5)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

...مجلس شوراى اسلامى مجلس مشورت است، مجلسى است که باید متفکرین، آقایان مسائلى که مایحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و با هم مشورت کنند، مباحثه کنند فقط آن چیزهائى که مربوط به ملت است و به اسلام. مجلس شوراى اسلامى که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت براى خدمت در آن بنگاه ، باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود و به ترتیبى که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامى باشد. اغراض شخیصه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضا که من با شما خداى نخواسته یک حساب و خرده دارم این در مجلس نباید در مجلسى که مجلس اسلامى است نباید این خرده حساب‏ها را آنجا به آن رسید. مجلس شوراى اسلامى در یک محفظه سربسته نیست که اگر خداى نخواسته انحرافى در آن پیدا شد همان اجزاء خود مجلس بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر مى‏کند همه ایران مى‏بینند و مى‏شنوند و خارج از ایران هم تا آنجائى که موج اینها مى‏رود آنها هم مى‏شنوند و مى‏فهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خداى نخواسته از اول صف آرائى بشود براى جنگ اعصاب و آن مجالسى که در زمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامى نیست و آقایان به وظیفه شرعى و الهى خودشان عمل نکرده‏اند. من امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند و بدون اینکه اغراض خودشان را و مخالفت‏هاى شخصى که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چیزى که وکیل او، به آن چیزى که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شورى که در محیطى واقع شد که اسلامى است و اخلاق اسلامى است منتهى به جنگ نمى‏شود، منتهى به آن مسائلى که در آن مجلس‏ها و بعضى از آن مجلس‏ها واقع مى‏شد که انصافا شرم آور است نمى‏شود باید همانطورى که تا حالا تحولات زیادى پیدا شده است در این ملت شما که وکیل از جانب ملت هستید و عصاره فضائل ملت هستید، باید در آنجا همان معنائى که مامور آن شدید از طرف ملت، همان معانى باشد. ملت یک ملت اسلامى است و اسلام را مى‏خواهد و احکام اسلام را مى‏خواهد شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حساب‏هائى که خودتان با هم دارید صاف کنید اگر یک همچو کارى بشود، این انحراف است و غصب است آن محل براى شما. شما باید (انشاءالله همین طور هم هست) شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید و از براى همه کشور، براى اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا مى‏کند. وقتى که همه مردم در تمام کشور دیدند که این وکلایشان با راستى و صداقت در خدمت کشور هستند و در خدمت اسلام هستند و مناظره‏هائى که مى‏کنند مناظره‏هاى اسلامى است و بحث و تفتیش اسلامى است، این یک تعلیمى مى‏شود به همه افرادى که در این کشور هستند و به آنجائى که این موج‏ها مى‏رسد در خارج کشور. ماباید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس که مى‏روید علاوه بر اینکه مسائلى که طرح مى‏شود که مورد احتیاج ملت است باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامى وارد بشوید و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتى چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهاى شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس مى‏شود کارهاى شما، علاوه بر اینکه خداى تبارک و تعالى حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا و پرونده‏هاى همه شما پیش اوست و همه عالم، علاوه بر اینکه باید ملاحظه کنید که در حضور خداى تبارک و تعالى هستید و هر نفسى که مى‏کشید در حضور او هست و هر کلمه‏اى که ادا مى‏کنید در محضر مبارک خداى تبارک و تعالى هست و در محضر خداى تبارک و تعالى و برخلاف دستور او جرم عظیمى است و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت کنید همه اشخاصى که در هر مرکزى هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیم‏گاه در آورند همانطورى که در صدر اسلام آن که رئیس دولت بود و آن که سردار بود، سردار لشگر بود با اعمال خودشان مردم را تربیت مى‏کردند، با حرف‏هاى خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت مى‏کردند. باید ما که دعوى این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیاى اسلام هستیم، باید ما هم با کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را. اگر خداى نخواسته انحرافى در مجلس پیدا بشود، چون منعکس مى‏شود به همه جا ممکن است که انحراف در سطح گسترده‏اى پیدا بشود و مسوولیت بزرگ باشد. چنانکه اگر انحرافاتى را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر بسیار بزرگى را دارید، اجر انبیا را دارید. از الان بناى بر این نگذارید که ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بناى مبارزه باشد، مبارزه نیست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامى. مى‏خواهید هر کدام مسائلى که دارید به دیگرى بگوئید با برهان، با بیان، البته باید بگوئید اما مبارزه ندارید با هم. همه براى اسلام هستید و خدمتگزار اسلام هستید و مى‏خواهید براى اسلام خدمت بکنید. از حالا بنا نگذارید به اینکه یک جبهه بندى کنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهائى که در مجالس سابق مى‏کردند و همان دعواها و نزاع‏هائى که به انحطاط مى‏کشید خودشان و ملت را و من نمى‏دانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو نزاع‏ها و داد و قال‏ها و بدگوئى‏هائى بوده است که تقلید کردند اینها از آنها یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم، لکن على ایحال، چه تقلید از دیگران بوده است و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوه بدى بود که تلخى او در ذائقه باید بماند تا آخر و من امیدوارم که کارهاى شما آن تلخى‏ها را از ذائقه‏ها بزداید.

صحیفه نور ج 12 صفحه 117

ادامه دارد...

 

 

 


روح الله خوانی(4)حضرت علی نمونه ی کامل حاکم اسلامی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

...حکومت اسلام نمونه اش عبارت است از یک همچو شخصیتی که در همه ی جهات مهذب ،بر همه ی جهات معجزه است و البته پیغمبر اکرم این را می دانستند که به تمام معنا کسی مثل حضرت امیر سلام الله علیه نمی تواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومت ها تا آخر تعیین فرمودند چنانچه حضرت امیر هم برنامه اش را در آن عهدنامه ی مالک اشتر بیان فرموده است که حکومت و آن اشخاصی که از طرف ایشان حاکم بر بلاد بودند تکلیفشان در این جهات چه است.

...(حضرت امیر علیه السلام) آنهایی را که ایشان را نصیحت می کردند به خیال خودشان که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شما باشد و بعد که پایه ی حکومت شما قوی شد آن وقت او را رد کنید به هیچ یک از آن حرف ها اعتنا نکرد و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که بر خلاف موازین الهی رفتار می کند و ظلم را در بلاد راه می اندازد من حتی برای یک آن هم نمی توانم که او را حاکمش قرار دهم بلکه اگر حاکمش قرار می دادند این حجت می شد بر اینکه می شود یک فاسقی هم از طرف ولیّ امر حاکم باشد و حضرت امیر مضایقه کردند از اینکه حتی اگر مصالحی هم آن وقت بود  ...معذلک بر ای خودشان اجازه نمی دیدند که معاویه را حتی یک روز در سلطنت خودش باقی بگذارند و این حجتی است برای ماها که اگر بتونیم باید این حکومت هایی که حکومت جور است کنار بزنیم و اگر خدای نخواسته نتوانیم رضایت بر حکومت آنها ولو یک روز ولو یک ساعت این رضایت بر ظلم است رضایت بر تعدی است رضایت بر غارتگری مال مردم است  و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت و همه ی ما مکلفیم که این حکومت ها یی که روی کار آمده اند و بر خلاف موازین الهی و موازین قانونی هستند همه ی ما مکلفیم که با آنها مبارزه بکنیم هر کس به هر مقدار که می تواند باید با آنها معرضه و مبارزه بکند و هیچ عزری پیرفته نیست. 

ج3 صحیفه ی نور ص 197

 


روح الله خوانی (3)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

" سرلوحه ی هدفتان،اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالت خواه ، رسیدن به این هدف محال است. تولّی و تبرّی دو اصل اساسی اسلام است؛ باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید...(ج 2 صحیفه ی نور ص 17)"

"ان شاء الله پیروز خواهید شد  و ان شاء الله با تدریج یک حکومت عدل اسلامی که مردم و عالم بفهمد معنای اسلام چه است و معنای حکومت چه است(تشکیل خواهد شد)...آیا آن طرز حکومت بهتر است آن حکومتی که رسول الله کرد بهتر است که وقتی توی مجلس توی مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند می آمدند می گفتند کدام یکی از شما پیغمبر است؟یا آنکه وقتی تشریفات طوری است که همه می فهمند که این دارای این تشریفات عبارت از حاکم است!البته ما نمی توانیم یک همچو حکومتی درست کنیم ماها قادر نیستیم لکن می توانیم یک مقداری نزدیک بشویم به آن حکومت، می توانیم دست دزدها را قطع کنیم.(ج5 صحیفه ی نور ص 148)"

 


روح الله خوانی(2)بالاترین مصیبت بر اسلام!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاترین مصیبتی که بر اسلام وارد شد ، همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر سلام الله علیه بود و عزای او از عزای کربلا بالاتر بود. مصیبت وارده بر امیرالمومنین و بر اسلام بالانر است از مصیبتی که بر سید الشهدا سلام الله علیه وارد شد. اعظم مصیبتها این مصیبت است که نگذاشتند بفهمند مردم ، اسلام یعنی چه؟ اسلام حالاهم به حال ابهام دارد زندگی می کند ، الآن هم مبهم است ، الآن هم نمی دانند مردم که معنی اسلام چیست؟حکومت اسلامی چیست؟اسلام چه می خواسته بکند؟ چه برنامه ای اسلام داشته است در حکومتش؟ این 5 سال حکومت حضرت امیر با همه ی گرفتاریهایی که بوده است و با همه ی زحمت هایی که از برای حضرت امیر فراهم شد، سلبش عزای بزرگ است و همین 5 ساله و 6 ساله ، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند ، جشن برای عدالت، جشن برای بسط عدالت، جشن برای حکومتی که اگر چنانچه در یک طرف مملکتش ، در جایی از مملکتش برای یک معاهد ، یک زن معاهد یک زحمتکش ، بیاید یک خلخال از او از پای او در آورد، حضرت ، این حاکم این رئیس ملت ، آرزوی مرگ می کند که مرگ برای من مثلاً بالاتر از این است که در مملکت من یک نفر زنی که معاهد است خلخال را از پایش درآوردند. این حکومت حکومتی است که در رفتنش مردم باید به عزا و سوگواری بنشینند و برای همین 5سال و روز حکومتش باید جشن بگیرند جشن برای عدالت جشن برای خدا جشن برای اینکه این حاکم حاکمی است که با ملت یکرنگ است بلکه سطحش بایین تر است در زندگی و سطح روحیش بالاتر از همه آفاق است و سطح زندگیش پایین تر است از همه ی ملت.

(جلد1 صحیفه ی نور صفحه 165)

 


روح الله خوانی (1) فقه تئوری واقعی اداره انسان!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"... مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمی کنم. آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویر های فرهنگ حاکم بر جهان ، داشتن بصیرت و دید اقتصادی ، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان،شناخت سیاست ها و حتی سیاسیون و فرمول های دیکته شده ی آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنند ، از ویزگی های یک مجتهد جامع است. یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه ی بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شدن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبّر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه ی عملی تمای فقه در تمامی زوایای زنذدگی بشریت است ، حکومت نشان دهنده ی جنبه ی عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است ، فقه ، تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است.

هدف اساسی این است که ما چگونه می خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ی ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه ی عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان بوجود آورد."

(صحیفه ی نور ج 21 صفحه 98)

ادامه دارد...

 

 


ما تمرین آمدن مولا نموده ایم...

 

بسم من اذاق احبائه حلاوة مؤانسته

 به بهانه ایام شیرین دهه فجر و آن حماسه پرشور استقبال از رهبر کبیر و بت شکن انقلاب!

 

ما تمرین آمدن مولا نموده ایم/در پشت نائب او اقتدا نموده ایم

هر سال که یاد بهمن دیروز کرده ایم/تمرین آمدن مولا نموده ایم

آقا!پایی گر به سر چشمان ما نهی/ جان را فدای یوسف زهرا نموده ایم

مائیم خستگان ، زجور عدو ولی/ با یاد آمدن تو سودا نموده ایم

هر سال که می گذردعمر از این قیام/ از پای تا به سر تو را تمنا نموده ایم

اینجاست مهبط گلهای حیدری بیا/ ما جای آمدن تو را مهیا نموده ایم

در گوش گوشه ی هستی نام تو می برند/ ما ، نام دلربای تو افشا نموده ایم

سرزنده گشته ایم چو یاد تو کرده ایم/ طومارانتظار تو امضا نموده ایم

ما با حسین و خمینی شروع شدیم/ جان را قباله دین خدا نموده ایم

آیا شود نظری سوی ما کنی؟/ ما روی جان به قبله مولا نموده ایم!