سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

از ماست که بر ماست!

 

بسم من هو الحاکم العادل

بهانه ی این چند سطر، خبر داغ اجتماعی روزها ی اخیر است؛ گورخواب ها.

 

 

چقدر بد امتحان پس دادیم خیلی از ماها که خود را شیعیان ائمه ی هدی علیهم السلام می دانیم. چه آنها که از این فضا سازی استفاده کردند و آب شفاف رسانه را گل آلود کردند و برای خودشان به ماهیگیری مشغول شدند و تمام گناه کارتن خواب ها و گورنشین ها را به پای دولت فعلی نوشتند و چه آنها که حق ملت بر گرده ی شان سنگینی می کند و مدال خادمی ملت را دارند که چند روزی است بر سینه ی شان  زده اند! خیلی ها در این امتحان مردود شدند.

 

شیعه را شیعه می گویند برای اینکه پا جای پای موالی خود می گذارد، که همگی اولیای بزرگ الهی و از برگزیدگان خداوند هستند. ولی میان ما و عملکردمان تا گفتار و کردار آنها که حق سرپرستی و هدایتگری و ولایت بر ما دارند چقدر فاصله زیاد است.

باید چاره ای بیندیشیم برای کوتاه کردن این فاصله ها.

اما وظیفه چه بود و چه هست؟ آیا باید اشکالات و مشکلات را گفت یا نه؟ آیا باید نقادی و مطالبه گری کرد یا نه؟

به نظرم همه ی جواب در این فراز مهم از دعای حضرت مهدی ( روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) خلاصه می شود که :

« اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و ... و عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ»

یعنی خدایا بر ما توفیق طاعت و فرمانبرداری ( از خودت و دینت) را عطاکن و... و به حکمرانان( اسلامی ) عدل گستری و شفقت( دلسوزی به حال مردم را ) و به مردم ، انصاف و حسن رفتار را روزی کن.

 

اگر همه ی مردم و فعالان رسانه ای می خواستند به انصاف و حسن رفتار پایبند باشند در این مورد معین ، درستش این بود که این پدیده را به پای این دولت صرفا نمی نوشتند آنهم به گونه ای که مسئولین در مقابل نقادی ها جبهه بگیرند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و یا عده ای با به نمایش گزاردن اخبار و گزارشات و سخن پراکنی های شبکه های ضد انقلاب ، این شفافیت رسانه ای را اقدام علیه مصالح ملی قلمداد کنند!

 

اگر مردم صرفنظر از دولت موجود ، این موضوع را مسئله ای مهم و ملّی قلمداد می کردند که در دولتهای مختلف ایجاد شده و بی تفاوتی مسئولین دوره های مختلف سبب گسترش آن شده ، مسئله رنگ دیگری به خود می گرفت؛ می شد موضوعی که باید برای آن چاره اندیشی کرد.

و اگر حرف ها و اندرزهای دلسوزانه ی ملّت به گوش مسئولین می رسید ، شاید به گونه ای دیگر با آن برخورد می شد. آنقدر بد فضاسازی شد که مسئولین عوض پرداختن به اصل مسئله در گیر حواشی آن شدند.

 

 

واقعیت این است که پدیده ی کارتن خوابی و خصوصاً این مورد اخیر که همگی از جمعیت معتاد کشور هستند ، مسئله ای اجتماعی است که نیاز به کارهایی اساسی برای ریشه کن شدنش دارد.

باید هم منصافه نقد کرد و هم منصفانه نقد ها را شنید. هم حاکمان باید عادل باشند و نقد پذیر و هم مردم باید نقادان منصفی باشند و با ارائه ی راهکار های خوب و معقول به کمک اصلاح وضع موجود بروند. این یگانه راهی است که می تواند باعث سرافرازی و پیشرفت همه جانبه ی یک کشور شود.

 

یکی از بهترین کارها ، کارهای جوانانی از منطقه ی 12 شهرداری تهران است.

 

عده ای از جوانان مذهبی و مسجدی تهران مدتی است که با کمک شهرداری تهران با بازسازی یک مدرسه ی قدیمی آنجا را تبدیل کردند به محیطی برای مهارت آموزی و ایجاد اشتغال معتادین( مجتمع بهاران)1. این طرح از اینجا به ذهن آنها رسید که بزرگترین مشکل  کسانی که دوره ای را برای درمان و ترک اعتیاد سپری می کنند، این است که پس از پاک شدن به دلیل اینکه شغل و حرفه ای ندارند و از طرف خانواده هم حمایتی نمی شوند با برچسب اعتیادی که بر پیشانی شان خورده به سختی می توانند دوره ی سلامتیشان را حفظ کنند و برای همین دوباره به سمت موادی می روند که آنها را برای مدتی از مشکلات و سختی ها دور می کند .

این دوستان با این ریشه یابی به این نتیجه رسیدند که در طول دوره ی درمان می بایست به فرد معتاد کمک کنند که حرفه و مهارتی را یاد بگیرد و تا مدتی بعد از خروج از کمپ ترک اعتیاد هم او را حمایت کنند تا بتواند روی پای خودش بایستد و به زندگی طبیعی خود برگردد. کسی که کار و حرفه ای داشته باشد احتمال اینکه بخوهد به آن دوران خفت بار سابق برگردد بسیار بسیار کم می شود.

 

 

 

نتیجه تصویری برای مجتمع بهاران تهران

 

1- لینک زیر را ببینید:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/10/10/1282600