سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

چرا رهبری در این ایام «نرمش قهرمانانه» را مطرح کردند؟

یادداشت جدید همسرم در وبلاگش:http://www.daheye4.blogfa.com/post/221

«در صدر اسلام بزرگترین و مهمترین ضربه‌اى که بر اسلام وارد شد، این بود که حکومت اسلامى از امامت به سلطنت تبدیل شد. حکومت امام حسن و حکومت على‌بن‌ابى‌طالب علیهم‌السّلام به سلطنت شام تبدیل شد! البته امام حسن مجتبى علیه آلاف التّحیة والثناء آن روز به خاطر یک مصلحت بزرگتر - که حفظ اصل اسلام بود - مجبور شد این تحمیل را به جان بپذیرد. حکومت را از امام حسن گرفتند. وقتى حکومت از مرکز دینىِ خودش خارج شد و در اختیار دنیاطلبان و دنیاداران گذاشته شد، بدیهى است که بعد هم حادثه کربلا پیش مى‌آید. آن وقت حادثه کربلا حادثه‌اى نیست که بشود جلوش را گرفت؛ اجتناب ناپذیر مى‌شود. بیست سال بعد از آن که حکومت اسلامى از دست محور اصلى آن - که امامت است - گرفته شد، امام حسینِ فرزند پیامبر در کربلا با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیده شد. اساس حمله و نقشه دشمن این است که حکومت را از محور اصلى - محور امامت، محور دین - خارج کند. بعد خاطرش جمع است که همه کار خواهد کرد!
من به شما عرض کنم که امروز دشمن قادر نیست. امروز به برکت ملتِ هوشیارى مثل ملت ایران، به برکت افکار برانگیخته‌اى مثل افکار ملت ایران، به برکت انقلاب بزرگى مثل انقلاب اسلامى ایران، نه امریکا و نه بزرگتر از امریکا - اگر در قدرتهاى مادّى باشد - قادر نیستند حادثه‌اى مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیاى اسلام تحمیل کنند. این‌جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه کربلا اتّفاق خواهد افتاد.»[1]

این روزها بحث‌ و تحلیل پیرامون سخنان اخیر رهبری در موضوع سیاست خارجی نظام و اصطلاح «نرمش قهرمانانه» زیاد مطرح می شود و البته با استناد به سخنانی از رهبری در 17 سال پیش که اولین بار این اصطلاح را در عرصه سیاست خارجی مطرح کردند مشخص شده است که منظور از آن عقب نشینی و یا چیزی شبیه صلح امام حسن علیه السلام که بعضی رسانه ها به استناد تشابه با نام یک کتاب ترجمه شده توسط ایشان مطرح کردند نیست:

«نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجى میدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلماتهاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»[2]

اما سوال اساسی تر که متاسفانه از آن غفلت می شود و جای آن در تحلیلهای صداوسیما هم به شدت خالی می باشد این است که درست است که نرمش قهرمانانه به معنی عقب نشینی نیست، اما بالاخره چرا رهبری در این موقعیت زمانی این بحث را مطرح کردند؟ آیا نظام تغییر تاکتیک داده است؟ اگر آری، دلیل آن چیست؟ اگر خیر، پس این مباحث چه معنا و دلیلی دارد؟ آیا رهبری برای کاهش تحریمها تغییر تاکتیک داده‌اند و یا موضوع دیگری است؟

برای پاسخ به سوالات فوق باید نگاهمان را از سخنرانی اخیر رهبری عقب تر ببریم تا با نگاهی جامع تر به بیانات ایشان، اوضاع را بهتر تشخیص دهیم.

بررسی‌ بیانات دو ماه گذشته رهبری نشان می دهد که در موضع و دیدگاه ایشان نسبت به دشمنان جمهوری اسلامی و مشخصا آمریکا و نیز پرونده هسته ای ایران تغییری ایجاد نشده است، بلکه به دلیل روی کار آمدن دولت جدید و تمایل این دولت به انجام فعالیتها و ابتکاراتی در عرصه سیاست خارجی، رهبری ضمن اینکه راه را برای اجرای این ایده‌ها باز می گذارند، با هوشیاری نکاتی را مطرح می کنند تا دولت و رئیس جمهور در این مسیر به خطا و انحراف نروند. و البته تاکید می کنند که تجربه های قبلی نشان می دهد آمریکاییها غیرمنطقی و غیرقابل اعتمادند. لذا مفاهیم و اصطلاحات مطرح شده از قبیل «تعامل با دنیا»، «انعطاف و مانور هنرمندانه» و «نرمش قهرمانانه» و توضیح و تبیین اصول سیاست خارجی در دو ماه اخیر، همگی به منظور «هدایت» دولت در مسیر «عزت،حکمت و مصلحت» است و نه تغییر موضع یا تاکتیک رهبری یا کلیت نظام.

مقام معظم رهبری در دو ماه گذشته در 6 موقعیت و سخنرانی به تبیین این بحث پرداخته‌اند:

1- در ایام پس از انتخابات برای اولین بار در 30/4/92 در دیدار با کارگزاران نظام در ماه رمضان بحث «تعامل با دنیا» را مطرح کردند:

«دومین نکته‌اى که در این زمینه وجود دارد، مسئله‌ى تعامل با دنیا است؛ که این روزها زیاد هم گفته میشود. ما معتقد به تعامل با دنیا هستیم. در تعامل با دنیا، باید طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد.پرونده‌ى خصوم خودمان را فراموش نکنیم. ممکن است انسان یک وقتى سابقه‌اى را به رو نیاورد؛ اشکالى ندارد. شما یک وقتى با یک شخصى مواجه‌اید، میخواهید یک کارى را انجام دهید، یک سابقه‌اى هم از او دارید، مصلحت نمیدانید به رو بیاورید؛ این اشکالى ندارد، اما این سابقه یادتان نرود؛ اگر یادتان رفت، پشت پا خواهید خورد، ضربه خواهید خورد.
 آمریکائى‌ها میگویند ما میخواهیم با ایران مذاکره کنیم. خب، سالها است که میگویند میخواهیم مذاکره کنیم؛ این یک فرصتى نیست که براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم که خوشبین نیستم. در مسائل خاص، مذاکره را منع نمیکنم - مثل مسئله‌ى خاصى که در قضیه‌ى عراق داشتیم، و بعضى از قضایاى دیگر - لیکن من خوشبین نیستم؛ چون تجربه‌ى من این را نشان میدهد. آمریکائى‌ها، هم غیرقابل اعتمادند، هم غیر منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نیستند. این چهار ماهى هم که از آن صحبت ما گذشت، همین را تأیید کرد؛ موضعگیرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمریکا نشان داد که همین مطلبى که ما گفتیم - که گفتیم خوشبین نیستیم - درست است؛ خود آنها عملاً این را تأیید کردند. انگلیسها هم یک جور دیگر، دیگران هم یک جور دیگر. تعامل با دنیا هیچ ایرادى ندارد، ما از اول هم اهل تعامل با دنیا بودیم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را باید شناخت؛ شگردهاى او را باید دانست؛ هدفهاى اساسى و کلان را باید در مدّ نظر داشت. ممکن است دشمنى سر راه شما را بگیرد، بگوید از اینجا نباید جلو بروید. سازش با او به این صورت نیست که شما قبول کنید، برگردید؛ هنر این است که شما کارى کنید که راهتان را ادامه دهید، او هم مانع کار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به این معنا بود که او بگوید شما باید از این راه برگردید، شما هم بگوئید خیلى خوب، این که خسارت است. توجه به این جهات باید از سوى مسئولین و دولتمردان وجود داشته باشد.»[3]

نکات مهم مطرح شده در بالا توسط رهبری نشان می دهد که ایشان با اینکه اجازه اجرای ایده ها را به دولت می دهند، همزمان اصول کلی را ترسیم می کنند و همچنین تاکید می کنند که تجربه های قبلی نشان می دهد که این کار فایده ای ندارد، چون آمریکاییها غیرمنطقی و غیرقابل اعتماد هستند. ایشان این موضع را در سخنرانی اول فروردین امسال در حرم رضوی هم شفاف تر اعلام نموده بودند:

« آمریکائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام میدهند که بیائید درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو کنیم؛ هم به ما پیغام میدهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح میکنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریکا بارها و بارها میگویند بیائید در کنار گفتگوهای 1+ 5 که درباره‌ی مسائل هسته‌ای بحث میکنند، آمریکا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث کنند. من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد که گفتگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم، منظورشان از گفتگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید!

... برداشت ما این است که پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکائی‌ها، یک تاکتیک آمریکائی و برای فریب‌ دادن افکار عمومیاست؛ افکار عمومی دنیا و افکار عمومی مردممان. 

... بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و کنجکاوی، برداشت ما این است که آمریکا مایل به تمام ‌شدن مذاکرات هسته‌ای نیست. آمریکائی‌ها دوست ندارند گفتگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود؛ وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاکرات و حل این مشکل بودند، راه حل، بسیار نزدیک و بسیار آسان بود. ...آمریکائی‌ها اگر میخواستند مسئله حل شود، این راه حلِ بسیار آسانی بود؛ میتوانستند به حق غنی سازی برای ملت ایران اعتراف کنند؛ برای اینکه نگرانی‌ای هم از آن جهات نداشته باشند، میتوانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال کنند؛ هر وقت نزدیک به راه حل میشویم، آمریکائی‌ها یک سنگی می‌اندازند که جلوی راه حل گرفته شود. هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی که من دارم، این است که میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار؛

...اگر آمریکائی‌ها صادقانه میخواهند کار تمام شود، بنده راه حل را ارائه میدهم. راه حل این است: آمریکائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاکره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛  حرف درست این است. اگر میخواهند مشکلات فی‌ما‌‌بین وجود نداشته باشد دست از دشمنی بردارند.»[4]

2- ایشان در مراسم تنفیذ باز هم به دولت یادآوری می کنند که دشمنان ما زبان عقلائی خیلی سرشان نمی ‌شود:

 

«من تأیید میکنم نظرى را که رئیس جمهور محترم ابراز کردند در زمینه‌ى برخورد حکمت‌آمیز با مسائل گوناگون بین‌المللى و مسائل سیاسى و مسائل ارتباطات بین‌المللى و اینها. حتماً باید برخوردِ حکمت‌آمیز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانى داریم که اینها زبان عقلائى هم خیلى سرشان نمیشود؛ لیکن آنچه که ما وظیفه داریم، این است که با استحکام، با توجه به اهداف والاى جمهورى اسلامى، بدانیم چه کار داریم میکنیم؛ اهداف خودمان را بشناسیم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشیم و آنها را با جدیت دنبال کنیم.»[5]

 

3- در دیدار با اعضای دولت در 6/6/92 به دولت هشدار دادند که مراقب باشد چشمش به خارج از کشور نباشد و از دشمن انتظار دوستى و محبّت و صمیمیّت نداشته باشد:

«امیدمان را به بیرون از ظرفیّت داخلى کشور ندوزیم. در بیرون از مجموعه‌ى کشور و نظام جمهورى اسلامى، جبهه‌ى بزرگى وجود دارد که با همه‌ى توان از سى و چند سال پیش به این طرف کوشیده نگذارد که این انقلاب ریشه‌دار بشود، نگذارد که این نظام جمهورى اسلامى پایدار بماند، نگذارد که پیشرفت کند، نگذارد که در زمینه‌هاى گوناگون الگو بشود. نمیشود از دشمن و روشهاى خصمانه‌اى که کرده، انتظار دوستى و محبّت و صمیمیّت داشت. نمیگوییم از اینها استفاده نکنید، امّا میگوییم اطمینان نکنید، اعتماد نکنید، چشم به آنجا ندوزید، چشم به داخل بدوزید.»[6]

4- بیانات ایشان دیدار با اعضای مجلس خبرگان در 14/6/92 به خوبی نشان می دهد که اصطلاحاتی مانند «نرمش قهرمانانه» در راستای هدایت ابتکارات دولت مطرح شده است:

« نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ى عرصه‌هاى سیاسى، یک کار مطلوب و مورد قبولى است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستى به معناى عبور از خطوط قرمز، یا برگشتن از راهبردهاى اساسى، یا عدم توجّه به آرمانها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد. البتّه هر دولتى، هر شخصى، هر شخصیّتى، روشهایى دارند، ابتکاراتى دارند، این ابتکارات را انجام خواهند داد و [کار]پیش خواهد رفت.»[7]

5- در دیدار اخیر با فرماندهان سپاه در 26/6/92 ابتدا به مسوولین تذکرمی‌دهند که مراقب تعریف و تمجید و لبخند و تحویل گرفتن دشمنان باشند که هرکس که با بصیرت تر و مقاوم تر باشد مبغوض تر در نگاه دشمنان است:

 

«هیچ کس در چشم این دشمنان منفورتر از چهره‌ى درخشان و آفتاب فروزان امام بزرگوار ما نبود؛ برایش احترام قائل بودند، امّا از ته دل دشمنش بودند؛ به‌خاطر اینکه ایستاده بود، به‌خاطر اینکه امام با دو خصوصیّت بى‌نظیر «بصیرت کامل» و «قاطعیّت تمام» - هم خوب میدید و درست میفهمید، هم قاطع مى‌ایستاد - سدّى بود در مقابل پیشرفت اینها و در مقابل ناخن زدن و نیش زدن و ضربه زدن اینها؛ ...امروز هم همین‌جور است؛ هر کسى که در پایبندى به این ارزش اصولى و اصلى، یعنى ارزشى که هویّت سیاسى انقلاب را معیّن میکند - لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون - پایبندتر باشد و بفهمد که فهرست مشکلات تولیدشده و ایجادشده‌ى دشمنان علیه نظام اسلامى در این چهارچوب میگنجد - هرکسى با یک چنین بینشى و با ایستادگى در این راه باشد - همان‌قدر براى آنها مبغوض است.» [8]

 

سپس یادآوری می کنند که دشمنی که حتی پیشنهاد مذاکره داده نه تنها از «دشمن بودن» نیافتاده که به دشمنی‌اش هم به صراحت اذعان می‌کند:

 

«البتّه عالَم دیپلماسى، عالَم لبخند زدن است؛ لبخند هم میزنند، مذاکره هم میکنند، درخواست مذاکره هم میکنند، خودشان هم میگویند. به یکى از این سیاستمداران غربى چند روز پیش از این گفته بودند شما که میخواهید مذاکره بکنید با ایران، خب دشمن است ایران؛ گفته بود خب، آدم با دشمن مذاکره میکند دیگر! یعنى اقرار به دشمنى با ایران؛ صریح میگویند. علت دشمنى اشخاص نیستند، علت دشمنى این حقیقت و این هویّت است. همه‌ى آنچه که میگویند در این چهارچوب باید تفسیر و تحلیل بشود، در این چهارچوب باید فهمیده بشود.»[9]

 

و در آخر وقتی بحث «نرمش قهرمانانه» را مطرح می کنند، با ظرافت مثال کشتی‌گیر را می‌زنند و این پیام را به دشمن می دهند که تا وقتی دشمن هستی و دشمنی می‌کنی، بازی برد-برد معنی ندارد و ماجرا ماجرای یک کشتی جانانه است:

 

«ما مخالف با حرکتهاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى ، چه در عالم سیاستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سالها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى میگیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان میدهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار میکنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.»[10]

 

دقت در مواضع هفته گذشته اوباما بهتر ابعاد این بیانات حکیمانه رهبری را روشن می کند و نشان می دهد که آنها در عین پیشنهاد مذاکره با ادبیات زورگویی صحبت می کنند. او در مصاحبه با شبکه ABC آمریکا گفت:

 

«دیپلماسی درباره سوریه به همراه تهدید نظامی الگویی بالقوه برای مذاکره درباره جاه طلبی های هسته ای تهران است. ایران باید از این تفکر دوری کند که چون آمریکا به سوریه حمله نکرد، پس این کشور در واکنش به برنامه هسته ای تهران نیز به ایران حمله نخواهد کرد. آنها (ایرانی ها) از اینکه ما (به سوریه) حمله نکردیم نباید این درس را بگیرند که ما به ایران حمله نمی کنیم. بلکه آنها باید از این فرآیند این درس را بیاموزند که پتانسیلی برای حل دیپلماتیک این مسائل وجود دارد.»[11]

 

و چه خوب رهبری در بهمن سال 91 فرمودند:

 

«مذاکره‌ى با آمریکا مشکلى را حل نمیکند؛ کجا اینها به وعده‌هاى خودشان عمل کردند؟ شصت سال است که از 28مرداد 32 تا امروز در هر موردى که با آمریکایى‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. ... بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد. ...ملت ایران را متهم کردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اینها اعتماد شد، اینها این جورى حرکت کردند. باید حُسن نیت نشان بدهند. عنوان مذاکره، پیشنهاد مذاکره با فشار سازگار نیست؛ راه فشار با راه مذاکره دوتاست؛ امکان ندارد که ملت ایران قبول بکند که زیر چکمه‌ى فشار، زیر تهدید بیاید با طرف تهدید کننده و فشار آورنده مذاکره کند.»[12]

 

 


[1]ا“13790201-بیانات در دیدار با جوانان در مصلّاى بزرگ تهران‌”، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3003‎.

[2]ا“13750517-دیدار مسئولان وزارت‌ امور خارجه‌ و نمایندگان‌ سیاسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران با رهبر انقلاب”،http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=17885‎.

[3]ا“13920430-بیانات در دیدار مسئولان نظام‌”،http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23175

[4]ا“13920101-بیانات در حرم مطهر رضوی”، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22233‎.

[5]ا“13920512-بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى اسلامى ایران‌”،http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23411

[6]ا“13920606-بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت”، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23715‎.

[7]ا“13920614-بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری”، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23810‎.

[8]ا“13920626-بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى”، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24033‎.

[9]همان.

[10]همان.

[11]سایت ایران هسته ای-13920625- http://www.irannuc.ir/fa/content/1734‎.

[12]ا 13911119-بیانات در دیدار فرماندهان و جمعى از کارکنان‌ نیروى هوائى ارتش، http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21996.


رهبری؛ کسی که هولوکاست را انکار کرد و البته هنوز هم هست

به نام حضرت دوست
یادداشتی از قاسم بهرامیان در وبلاگ دهه ی چهارم:
آنچه وزیر خارجه باید بداند!

اما نکته مهمتر این است که آنها که به اقدام احمدی نژاد اعتراض می‌کردند و می‌کنند و آن را نسنجیده می دانند (از میرحسین موسوی در مناظرات انتخابات 88 تا متاسفانه ابوترابی‌فرد و ولایتی و قالیباف و حدادعادل و زاکانی و محمد شریعتمداری در جریان انتخابات 92 و تا امروز توسط محمدجواد ظریف)، آیا در مورد رهبری هم همین نظر را دارند؟! 
ادعای بنده این است که اگر این آقایان به احمدی نژاد اعتراض دارند، به طریق اولی باید به رهبری هم اعتراض کنند، به سه دلیل:

سرویس سیاسی خبرنو – قاسم بهرامیان؛
 آقای ظریف اخیراً در پاسخ اعتراض یک یهودی به موضع ایران درباره هولوکاست در توییتر نوشته‌اند: «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می‌کرد، رفته است.» و البته بعداً به صورت زیر ویرایش کردند: «...مردی که تصور می‌شد هولوکاست را انکار می‌کند...»
واضح است که منظور ایشان آقای احمدی‌نژاد است. در این چند روز پاسخ‌های مختلفی به این موضع وزیر خارجه داده شده است، از جمله اینکه احمدی نژاد تنها یک سوال زیرکانه مطرح کرد برای زیر سوال بردن موجودیت رژیم صهیونیستی و نیز ادعاهای غربیها. او بدون اینکه صریحاً هولوکاست را نفی کند، سوال کرد که اگر هولوکاست واقعیت داشته، چرا فلسطین اشغال شده است؟ چرا در همان اروپا برای آنها کشور ایجاد نمی کنید؟ و اگر واقعیت نداشته، باز هم چرا فلسطین اشغال شده است؟
اما نکته مهمتر این است که آنها که به اقدام احمدی نژاد اعتراض می‌کردند و می‌کنند و آن را نسنجیده می دانند (از میرحسین موسوی در مناظرات انتخابات 88 تا متاسفانه  ابوترابی‌فرد و ولایتی و قالیباف و حدادعادل و زاکانی و محمد شریعتمداری در جریان انتخابات 92 و تا امروز توسط محمدجواد ظریف)، آیا در مورد رهبری هم همین نظر را دارند؟! 
ادعای بنده این است که اگر این آقایان به احمدی نژاد اعتراض دارند، به طریق اولی باید به رهبری هم اعتراض کنند، به سه دلیل:
1- اگر احمدی نژاد، بدون نفی صریح هولوکاست تنها سوال کرد، رهبر معظم انقلاب صریحاً آن را افسانه خوانده‌اند.
2- امروز همه کشورهای مورد خطاب ما، مواضع مقام معظم رهبری را نیز موضع رسمی کشور تلقی می‌کنند.
3- جستجوی دو واژه «هلوکاست» و «هولوکاست» در سایت مقام معظم رهبری نشان می‌دهد همه مواردی که ایشان به هولوکاست اشاره کرده‌اند، مربوط به دوره ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد است و اولین آن در 18 بهمن 1384 و آخرین آن در 27 شهریور 1391 می‌باشد.
به هر حال آقای ظریف باید بداند موضوع تنها به احمدی‌نژاد ختم نمی‌شود، بلکه رهبری همان کسی است که بارها هولوکاست را افسانه خوانده است و البته هنوز هم هستند.
«آزادى بیان - که آنها دم از آن مى‏زنند - به آنها اجازه نمى‏دهد که در باب افسانه‏ى کشتار یهودیان - معروف به هولوکاست - کسى تردید بکند. در آن قضیه، جاى آزادى بیان نیست! ...اما اهانت به مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان - آن هم بى‏دلیل، بدون این‏که دعوایى در بین باشد؛ بدون این‏که این طرف اهانتى به آنها کرده باشد - مجاز است و مشمول آزادى بیان»( در دیدار پرسنل نیروى هوایی-‏‏18/11/84)
«عدم تحمل رسانه‌های غربی و صهیونیستی و دولتهای حامی صهیونیزم در برابرِ حتی طرح سؤال و تحقیق درباره هولوکاست که بهانه‌ی غصب فلسطین بود، یکی از نشانه‌های این تزلزل و ابهام است. اکنون وضع رژیم صهیونیستی از همیشه‌ی تاریخ سیاه خود در افکار عمومی جهان بدتر و پرسش از دلیل پیدایش آن جدّیتر است.»(در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطین-14/12/87)
«در یک کشورى کسى به افسانه‌ى هولوکاست اعتراض میکند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محکومش میکنند که چرا یک حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انکار میکنى! ...آن وقت به پیغمبر اعظم، به این انسان برجسته‌ى همه‌ى تاریخ، صریحاً اهانت میکنند، مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان را مورد توهین قرار میدهند، کسى حق ندارد به این اعتراض کند که چرا شما این کار را کردید!»( دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری-18/12/90)
« امروز در بسیارى از کشورهاى غربى کسى جرأت ندارد که واقعهى مجهولالحال هولوکاست را زیر سؤال ببرد. آن طورى که اطّلاع دادند به ما، در آمریکا اگر کسانى با تکیه به مبانى روانشناسى و جامعهشناسى بخواهند بر علیه همجنسبازى چیزى بنویسند و منتشر کنند، قادر نخواهند بود، جلویشان گرفته میشود! اینها چطور ملتزم به آزادى بیانند؟ آن جایى که پاى سیاستهاى خبیث صهیونیستى در میان است که باید اخلاق ملّتها و نسلهاى جوان به فساد کشیده بشود، در آنجا آزادى بیان معنا ندارد و کسى جرأت نمیکند و حق ندارد در مقابل این سیاست خباثتآلود و رذیلانه چیزى منتشر کند - یا در قبال مسئلهاى مثل هولوکاست - امّا براى اهانت به مقدّسات اسلامى و به خیال خودشان براى سبک کردن این مقدّسات در چشم جوانان کشورهاى اسلامى چرا!»(دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر-27/6/91)

لیست بیانات رهبر معظم انقلاب درباره هولوکاست که همگی در طول ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد است:

بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن !

بسم الله الرحمن الرحیم

از ابتدا این پست را گذاشته بود؛http://drsjalili.blogfa.com/post/19

حجت الاسلام دانشمند :

اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم .

با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا (ع) روبروی ضریح،دو به دو با هم بودیم

گفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم

به خانواده شهدا سرکشی میکنیم .  آقا می فرمودند به خانواده

شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند

 تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید، من خودم رفتم

دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند.

            درب زدم ،

                         مادر شهید آمدند دم درب و گفتند:  آقا کــــــــــو ؟

                                 گفتم: کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن،

 گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم، بچه ها آمدند گفتند

خوش بحالت، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

 اینجا که رسید، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند

فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم .

و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

        مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی !؟

  مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به سید علی آقا برسانید و به ایشان

 بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله .

      آقا خیلی گریه کرد  . . .

 

 

 


ماجرای عکسی که میبینید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
از ابتدا این پست را گذاشته بود؛http://farsi.khamenei.ir/page?id=22054

نصب قاب عکس در منزل یا در اتاق کار نمایش یک تعلق است  . عکسی که بر دیوار نصب می‌شود، عکسی که در چهار گوشه یک قاب جا می‌گیرید و بر طاقچه‌ اتاقی نصب می‌شود، حکایت از یک عاطفه دارد .

همواره پشت سر رهبر انقلاب، عکس امام خمینی رحمه‌الله و گاهی پرچم ایران وجود دارد اما چهاردهم شهریور سال 91 که اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم با رهبر انقلاب دیداری داشتند، قاب عکسی روی قفسه‌ی گوشه‌ی اتاق قرار داشت که در تصاویر منتشر شده جزئیات آن معلوم نبود. آن عکس را از نزدیک که ببینید سید جلیل‌القدری به نماز جماعت ایستاده است؛ عکسی قدیمی از امام جماعتی که در حال قنوت است:آیت‌الله‌العظمی سید عبدالحسین لاری.

عالم مجاهدی که از شاگردان مبرز میرزای شیرازی و یکی از پرچمداران مبارزه با استعمار بریتانیا بود. همان کسی که در روزگار اشغال خشن و ظالمانه‌ی فارس و بوشهر، توسط نظامیان و سیاستمداران انگلیسی، پرچم جهاد و مبارزه‌ی با اشغالگران را برافراشت و اولین نمونه‌ی کوچک ولی پر معنا از حکومت اسلامی را در این خطه تشکیل داد.

رهبر معظم انقلاب در لابه لای کلمات‌‌شان هرجا به مناسبتی اسمی از ایشان به میان آمده، همواره با بزرگی و عظمت از «آیت‌الله سیدعبدالحسین لاری» نام می‌برند. ایشان در جایی فرموده‌اند: «مرحوم آقاسید عبدالحسین در نوع خودشان، یک روحانی بی‌نظیرند؛ یعنی بنده شبیه ایشان را در بین روحانیون برجسته‌ی دوره‌های خودمان سراغ ندارم! آن جنبه‌ی علمی ایشان و آن جنبه‌ی آگاهی فکری و سیاسی ایشان است. از جنبه‌ی علمی هم ایشان جهاد و تشکیل حکومت و سکه و تمبر و از این کارها داشتند. این‌ها چیزهایی‌ است که من نظیرش را تا زمان خودمان -یعنی تا زمان امام رضوان‌الله‌تعالی‌علیه- واقعا در هیچ کس سراغ ندارم؛ با این عظمت مقام و شموخ آن مرتبه علمی و سیاسی و فرهنگی و آگاهی و شجاعت

این مرجع عظیم‌القدر علاوه بر اعلام حکم جهاد در برابر استعمار پیر، در برابر زمینه‌های استعلای اقتصادی و در پاسخ به استفتائی پاسخ داده بود: «امروز آنچه از پول بلاد اسلامیه به بلاد خارجی می‌رود اعانت به اعداء دین و استعداد کفار استبرای ریختن خون اسلام و مسلمین؛ {پس} حرام است...»

این قاب عکس که هدیه‌ی یکی از نوادگان آیت‌الله لاری به رهبر انقلاب است، هنوز هم در همان اتاق و روی همان قفسه قرار دارد

 


.

 

 


فرمودند:ما هر وقت عالمی از دنیا می رود بر پیکر او نماز می خوانیم

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزی می گفت روزی جمعی از علما که در  محضر حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی حاضر بودند کسی از ایشان سؤال کرد که آقا! چه شد که وقتی داشتید بر پیکر حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) نماز می خواندید بعد از تکبیر مدتی سکوت کردید؟ می گویند ایشان چند لحظه ای را به شدت گریستند و هیچ نگفتند دراثر اصرار جمع فرمودند وقتی تکبیر را گفتم دیدم سید جلیل القدری در مقابل من ایستاده و مهیای نماز بر پیکر امام است ...وقتی بهت مرا دیدند فرمودند آسید محمدرضا بخوان!ما هر وقت عالمی از دنیا می رود بر پیکر او نماز می خوانیم. ..

و بعد فرمودند راضی نیستم کسی تا زنده ام این مطلب را بگوید!

خوشا به سعادت کسانی که امروز نماز را در پشت سر آقا و نائب عزیزش اقامه می کنند.

(نقل به مضمون)


نامه ی فوری رئیس مجلس یه رهبری!!

                بسم الله الرحمن الرحیم

ای کاش لا اقل یک عذر خواهی کوچک هم می کردند که نشان دهد شرمنده ی خطاهای سرزده هم هستند!!!


محضر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته
با سلام و عرض ارادت
 بیانات بلیغ حضرتعالی در ملاقات با مردم انقلابی آذربایجان به مناسبت سالروز قیام شکوهمند مردم تبریز از هر جهت راهگشا و امید آفرین برای ملت عزیز بود.
حقیر لازم می دانم از تذکرات خیرخواهانه و منصفانه حضرتعالی در مورد رفتار قوا سپاسگذاری نمایم و آنچه از تذکرات به رعایت مصالح کشور توسط این بنده اشارت داشت با جان و دل پذیرا و آن را نصب العین کار خویش قرار خواهم داد و مطمئن هستم نمایندگان استیضاح کننده و قاطبه نمایندگان اندرزهای مشفقانه حضرتعالی را مبنای عمل خویش قرار خواهند داد و این نگاه بلند، بار دیگر عظمت و شوکت جایگاه تاثیرگذار ولایت فقیه را در نظام مقدس جمهوری اسلامی  نشان می دهد.
از خداوند متعال عزت ، سربلندی و طول عمر آن حضرت را خواستارم.

 

                                                                                علی لاریجانی

                                                                      رئیس مجلس شورای اسلامی 



امروز در مجلس!؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

"این ثبات و آرامش را باید قدر بدانیم. ملت قدر میدانند. من که به شما عرض میکنم، در واقع خطابم به کسانى است که میخواهند قدرنشناسى کنند در مقابل این ثباتى که وجود دارد؛ آن کسانى که با حرکات خود، با اعمال نادرست خود، با کج‌تابى‌هاى خود سعى میکنند این ثبات و آرامش را، این استقرار را، این طمأنینه و ثبات را در کشور به هم بزنند. البته مسئولین کشور، با تدبیر، حواسشان هست؛ من هم تأکید میکنم؛ هم به مسئولین قوه‌ى مجریه، هم به مسئولین قوه‌ى مقننه، هم به مسئولین قوه‌ى قضائیه، که مراقب باشند بدخواهان و دشمنان با توطئه‌ى خود نتوانند این آرامشى را که در سطح کشور وجود دارد - که نشانه‌ى بزرگترین اقتدار این ملت است، که میتواند همه‌ى خیرات را به طرف آنها جلب کند - به هم بزنند.
 ما در چند ماه بعد از این، مسئله‌ى انتخابات را داریم. تا قبل از انتخابات و در خود انتخابات، باید همت همه‌ى مسئولین این باشد که آرامش سیاسى کشور را حفظ کنند؛ نگذارند فضاى سیاسى کشور، جنجالى و متلاطم شود؛ این جزو چیزهائى است که هوشمندى مسئولان کشور ان‌شاءاللّه باید بتواند این را تحقق ببخشد.
...گاهى یک حرف، گاهى یک عمل نسنجیده، گاهى یک اقدام نابجا، موجب تلاطم در محیط سیاسى میشود؛ باید خیلى مراقب باشند"1391/07/24

من به قربان غمت ...آقا!

این فرمایشات برای همین چند ماه اخیر بود ولی کو گوش شنوا؟امروز توی مجلس ،نه فکر این رو کردند که ایام دهه ی فجر هست ملاحظه ی مردم رو بکنند و نه به این فکر کردند که رسانه های خارجی دارند می بینندشون و نه به این فکر کردند که قلب آقا رو دارند میشکونند که نه قلب یه ملت رو!!

من کاری به این ندارم که حق با کی بود فقط این رو می خوام بگم که آب رو ریختن به آسیاب دشمن!!

والعاقبة للمتقین


اشعارى از رهبر فرزانه انقلاب حفظه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

این صفحه را از ابتدا به نمایش گذاشته بود:http://2imam.parsiblog.com

 

یاران خراسانى
سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم         چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگـویـم زکم و بیـش                 چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لـب بـاز نکـردم به خروشـی و فغـانی                مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی     عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبـش جان نسپـردم             شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم
بشکسته ‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر        افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند «امین»، بسته‌ى دنیا نِیـم اما           دلـبـسـتـه‌ى یــاران خــراسـانـی خویشم 

       شعر فوق را با صدای دلنشین آقا بشنوید  

شاعر جوان و متعهد  حمیدرضا فاطمى هم تضمین زیبایى براى این شعر سروده‌اند:
من عاشـق آن رهبـــر نورانـــی خـویشم
آن دلبـــر وارستــه‌ى عـرفـانــی خــویشـم 

عمـری است غمیـنم  ز پریشانـی آن  یار
هـر چنـد که  محزون ز پریشانی خویشم

در دام بـلایت شـده‌ام  سخـت گرفتـار
امـواج بـلای دل طوفــانـــــی خـویشم

چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتـــد
گمگشتــه‌ى این دیـده‌ى بـارانـی خـویشم

زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت
در کوهم و در دشـت و بیـابـانــی خـویشم

از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد  این دل
چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم

 یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست
عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم

دل کنـده‌ام از عـالـم دنیــایــــی و لیکـن
دلـبستــه‌ى آن یـار خـراسـانـی خـویشم

تـوفیـــــق زیــارت بـه جمـالـش نـدهنــدم
این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم

زان روز که در بنـد نگــاه تـو اسیـــرم
افسرده‌ى دیـدارم و زنـدانـی خـویشم

سرباز و نگهبـانـم  و هم حامـی جـان از
جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم

من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امـا
تضمیـن‌گـر شعریش به نـادانـی خویشم

 


بیانات رهبری در آهنگ پیشواز ایرانسل

بسم الله الرحمن الرحیم

به بهانه ی جدید ترین گزیده ی سخنان گهربار رهبری در سایت ایرانسل ،به اصل منبع رجوع کردم و بخش هایی از قبل و بعد این کلام ارزشمند رهبری عزیز را هم آوردم تامورد استفاده ی شما قرار بگیرد؛ قطعه ای که مورد استفاده ی آهنگ پیشواز ایرانسل هست را پررنگتر کردم.برای اینکه راحت تر بتوانید وارد سایت ایرانسل شوید و به فایل این سخنان دسترسی یابید پیشنهاد میکنم ازلینک زیر استفاده کنید.

http://daheye4.blogfa.com/post-104.aspx


"ما باید خود را به سرچشمه‌ى اسلام برسانیم تا زندگى به تمامى شیرین شود. قرآن کریم مى‌فرماید: «الّذین ان مکّناهم فى الارض اقاموا الصّلوة و اتوا الزّکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن‌المنکر»(1). من مى‌خواهم این واجب فراموش شده‌ى اسلام را به یاد شما و ملت ایران بیاورم: امر به معروف و نهى از منکر. همه‌ى آحاد مردم باید وظیفه‌ى امر کردن به کار خوب و نهى کردن از کار بد را براى خود قایل باشند. این، تضمین‌کننده‌ى حیات طیبه در نظام اسلامى خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم. امر به معروف، یک مرحله‌ى گفتن و یک مرحله‌ى عمل دارد. مرحله‌ى عمل، یعنى اقدام با دست و با زور. این مرحله، امروز به عهده‌ى حکومت است و باید با اجازه‌ى حکومت انجام بگیرد ولاغیر. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه باید آن را بدون ملاحظه انجام بدهند.

روزى بود که اگر کسى کار خلافى مرتکب مى‌شد و دیگرى به او اعتراض مى‌کرد، نظام حاکم آن اعتراض را مى‌کوبید. ما دیده بودیم که اگر گناهى انجام مى‌گرفت، گناهکار تشویق مى‌گردید؛ اما معترضِ به گناه کوبیده مى‌شد! امروز، به عکس است. امروز، نه این‌که گناه در جامعه نیست؛ هست. زمان حکومت امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) هم در جامعه گناه بود؛ اما مهم این است که نظام و تشکیلات حاکم بر جامعه - آن کسانى که اداره و مدیریت کشور را بر عهده دارند - میل به طرف صلاح دارند و با گناه و تخلف مخالفند.

گفتن گناه به گناهکار با زبان خوش و با لحن مناسب و در جایى هم با زبان تند - در مواردى که مفسده‌یى به وجود نیاید - گناه را در جامعه کم خواهد کرد و به ضعف و انزوا خواهد انداخت. چرا ما از این موضوع غافلیم؟ همه‌ى آحاد مردم، در محیط کسب و خانه و جمع دوستان و در محیط درس و دانشگاه و کلاً در هر جایى که هستند، اگر خلافى را دیدند، به خلافکار بگویند: این، از نظر اسلام خلاف است؛ چرا انجام مى‌دهى؟ گفتن همین یک کلمه مؤثر است. اگر زبانهاى گوناگون و نفَسهاى مختلف گناه را تذکر بدهند، گناهکار به طور غالب از گناه و تخلف دست خواهد کشید؛ چه این تخلف، تخلف شرعى و چه تخلف از قوانین باشد."19/10/68


این بهترین است!!

بسم الله الرحمن الرحیم

" اگر ما در عالم شعر ، ادبیات ، موسیقی ، نقاشی، گرافیک، داستان نویسی و هنر کاری پیدا کنیم که هم دل غمگین ما را شاد کند ،هم احساس انجام وظیفه به ما بدهد هم در سرنوشت کشور و ملت و ادب و تاریخمان تأثیر بگذارد ،هم یک عده را نجات بدهد و هم رضای الهی را کسب کند چه چیزی را با این می توانید برابر کنید؟چیزی را دارید که با این مقابله کند؟این ، والاترین است. این،بهترین است . چیزی است که اگر کسی به آن دست پیدا کرد باید هر لحظه هزاران بار خدای متعال را شکر بگزارد و البته نخواهد توانست. زیرا زبان قاصر از شکر گزاری است.

بیانات رهبری عزیز انقلاب با اعضای حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی 4/11/71