سفارش تبلیغ
صبا

دیداردوست

تویی که نمی شناختمت!

 

بسم الله الرئوف علی المؤمنین

در همه ی سالهای گذشته تصویری که از افغانی ها در ذهن داشتیم تصویر مخدوشی بود ؛ تصویری از مردمانی ضعیف ، آواره ، با فرهنگی پایین که مستعدّ هر گونه جرم و جنایتی هستند. ولی نام شهدای مدافع حرم و تیپ فاطمیون آبرو و وجهه ای به افغانی ها در نظر مردم ایران بخشید که غیر قابل توصیف است. این را چندی پیش به دوستی می گفتم و او هم تأیید می کرد که همین طور بوده برای او. تا اینکه چند روز پیش که تلویزیون را بر روی شبکه ی افق تنظیم کردم، دیدم برنامه ی وطن دار1 با حضور وحید جلیلی روی آنتن رفته است. برنامه ای که می دانستم در خصوص افاغنه و وضعیت آنها در ایران است و تصور می کردم این برنامه برای خود افغانی های مقیم ایران جذابیت و موضوعیت دارد ولی حضور وحید جلیلی انگیزه ای بود برایم تا پای این قسمت ازبرنامه ی وطن دار بنشینم  . 

 

 

برایم بسیار جالب و عجیب بود که ایشان و دیگر مهمان برنامه که از خبرگزاری تسنیم آمده بود، در خصوص این می گفتند که بعد از جنگ و با روی کارآمدن دولت سازندگی ، روی کرد رسانه های مکتوب و غیر مکتوب داخلی، نشان دادن بزه کاریها و مفاسد گروهی اندک از خیل مهاجرین افغانی در ایران بود. مبارزه ای مخفی و پنهان برای ضربه زدن به چهره ی کسانی که روزگاری ایرانی محسوب می شدند و گذر زمان و بی لیاقتی پادشاهان ایرانی2 آنها را از ایرانی بودن ساقط کرده بود!! ولی مهمتر از آن مسلمان بودن و همسایه بودن آنها برای ما  بود و هست.

مرزهای پادشاهی صفویان در بازه‌های زمانی گوناگون

از جمله دلایلی که در این برنامه  در خصوص این رویکرد ذکر شد این بود که افاغنه نیروی کار ارزان بودند و بسیاری از کارفرمایان ایرانی ،آنها را بر نیروی ایرانی پرتوقّع ترجیح می دادند و همین سبب اعتراض عده ای از مردم شد و البته رسانه ها علاوه بر پوشش خبری اعتراضات عده ای از کارگران ایرانی به این مطلب ، سعی در مخدوش کردن چهره ی افاغنه در اذهان مردم ایران کردند به طوریکه هفته ای نبود که در صفحه ای از روزنامه خبری از جرم و جنایت یک افغانی در ایران درج نشده باشد؛ افاغنه ای که در ابتدای پیروزی انقلاب با آغوش باز مردم و حاکمیت انقلابی مواجه شده بودند و رویای سرزمین اسلامی و شیعی در سر می پروراندند که در آن از تبعیض نژادی و تحقیر و نابرابری و نا برادری خبری نیست!!!

 

این دلیل مضاف بود بر انچه که وحید جلیلی به خصوص بر آن دست گذاشت وآن اینکه تفرقه افکنی میان همسایگان امت اسلام از برنامه ها و نقشه های استعمار بوده و هست و متأسفانه ایرانیها و بسیاری از مسئولین ایرانی در این پازل به آنها کمک رسانی کردند ؛ دانسته یا ندانسته . آنهم در شرایطی که خودشان موفقیت و پیشرفتشان را امروز در اتحاد و وحدت با همسایگانشان می دانند و به سمت نظام پولی واحد و سیاست خارجی واحد و  ارتش واحد رفته اند.

 

و اینها همه در حالی است که ملت افغان هم در ارزشهای باستانی و فرهنگی با ایرانیان قرابت های بسیاری دارند (به طوریکه در ابتدای عرایضم اشاره کردم که آنها تا چند دهه ی پیش ایرانی شمرده می شدند و به سبب بی کفایتی پادشاهان ایرانی همچون بحرین از نقشه ی ایران بزرگ حذف شدند ) و هم در دین و آیین و مذهب با ایرانیها قرابت بسیار نزدیکی دارند . همین تقارب فرهنگی و مذهبی بود که باعث شد که افغانی ها هزاران شهید در 8 سال جنگ تحمیلی تقدیم اسلام کردند و در جبهه های ایران و در کمک به برادران ایرانی خود به شهادت رسیدندو یا مجروح شدند. همین قرابت فرهنگی و مذهبی هم امروز آنها را به یاری ایرانیها در حراست از حرم های مقدسه ی اهل بیت کشانده است.

 

ولی افسوس از جفای نامردمانی که به جای نشان دادن برادریها و خدمات بی شائبه ی ملت مومن افغان ، بزهکاریها و جنایت های عده ی قلیلی از آنها را در ایران ، برجسته کردند و طوری در اذهان مردم ما تصویر سازی کردند که گویی ذات و سرشت افاغنه را با پلیدی و شرارت سرشته اند.

 

به قول وحید جلیلی ، حتی اگر با دید منفعت طلبانه هم به آنها نگاه می کردیم نباید با ایشان چنین می کردیم چرا که آنها در عین اینکه خفیف المؤنه بودند و هستند کثیر الخدمت هم بودند و هستند

 

به هر حال ، برنامه ی زیبا و جامع وطن دار در قسمت دوازدهم خود که به موضوع "آسیب شناسی نگاه به مهاجرین در رسانه های ایران" پرداخته بود، نگاه من را به برادران و خواهران افغانی ام بیش از پیش دگر گون کرد. دوستانی که تمایل دارند این برنامه را دانلود کنند به سایت شبکه ی افق و قسمت آرشیو برنامه ها، برنامه ی وطن دار ، شنبه 15/8/95 مراجعه کنند.

باردیگر به همه ی دوستان انقلابی خودم توصیه می کنم از دیدن برنامه های زیبای شبکه ی با ارزش، فخیم و انقلابی افق غافل نشوند.

پی نوشت:

1- برنامه ی وطن دار به تهیه کنندگی محسن اسلام زاده که مستندهای «تنها میان طالبان»، «سفر به دیار پشتونها» و مستند مربوط به شهدای دیپلمات را پیشتر ساخته بود، در 26 قسمت و با موضوع مشکلات مهاجرین و معرفی جامعه نخبگانی مهاجرین افغانستانی در ایران در روزهای شنبه ساعت 20:30 و تکرار آن هم در ساعت های 8:00 و 13:00 روز بعد ، به روی آنتن شبکه افق می رود.

2-    هرات همواره مورد طمع ازبکان  بود حتی چندبار این شهر به دست ازبک‌ها افتاد. اما سلطه ازبکان بر این شهر کوتاه مدت بود و آنها از ضعف حاکمان محلی صفوی در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول  و اوایل سلطنت سلطان محمد خدابنده  و شاه عباس اول  استفاده کردند و هر بار برای مدت کوتاهی این شهر را در اشغال داشتند. گفتنی است پس از سقوط صفویان، هرات مدتی در اشغال طایفه ابدالی  بود و به دست نادر شاه افشارافتاد. پس از مرگ نادر، افغان‌هابر هرات مسلط شدند. در دوران معروف به بازی بزرگماموران بریتانیایی در هرات فعال بودند و از جدایی هرات از حکومت ایران پشتیبانی می‌کردند.

در 1249 ه‍. ق عباس میرزااز سوی فتح‌علی شاه قاجارمامور پس گرفتن هرات از افغان‌ها شد. مرگ عباس میرزا در راه مشهداین کار را ناتمام گذاشت. محمد شاه قاجار نیز کوششی برای فتح هرات کرد که ناکام ماند. در زمان ناصرالدین شاه قاجار، دوست محمدخان، حاکم کابلو قندهارهرات را گرفت. نیروهای ناصرالدین شاه تحت فرمان حسام‌السلطنههرات را محاصره کردند و در سال 1273 ه‍. ق (1857 میلادی و 1236خورشیدی)این شهر را گرفتند.

با تهاجم بریتانیا به جنوب ایران و بحرانی شدن روابط ایران و بریتانیاطی عهدنامه‌ای که در 1273 ه‍. ق (1857 میلادی و 1236خورشیدی) در پاریسبین نماینده ایران و سفیر بریتانیا امضا شد قرار شد که نیروهای بریتانیا از بنادر و جزایر جنوب ایران خارج شوند و در عوض ایران نیز سپاهیان خود را از هرات فراخواند و استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. پس از جنگ هراتقسمت‌هایی از شرق هریرودبه بعد (شامل هرات) به افغانستان پیوست شد